مارجین چقدر باید باشد


حاشیه سود و کاربردهای آن در تحلیل مالی (Profit Margin)

حاشیه سود یکی از نسبت‌های مهم مالی به شمار می‌رود که هدف از آن محاسبه میزان سودآوری یک بنگاه تجاری به ازای فروش است. هدف از محاسبه حاشیه سود در واقع محاسبه این است که یک بنگاه تجاری یا واحد اقتصادی به ازای هر ریال یا دلار فروش چقدر سودآوری کرده است. این نسبت بسیار مشهور است و تحلیل‌گران از آن برای مقایسه میزان سودآوری و فعالیت سودآورانه یک شرکت و مقایسه و تطبیق فعالیت سودآوری شرکت‌ها با یکدیگر استفاده می‌کنند.

محاسبه این نسبت مالی اگرچه ساده است اما بسیار بااهمیت است چراکه به گفته بسیاری از تحلیل‌گران بیش از بقیه نسبت‌ها میزان سودآوری شرکت را اندازه‌گیری می‌کند و کارایی آن نیز در مقایسه با سایر نسبت‌ها بیشتر است. از همین رو این نسبت تبدیل به یکی از نسبت‌های مشهور در تحلیل بنیادی شده که خود شرکت‌ها نیز این نسبت را به صورت سه ماهه و سالانه گزارش می‌کنند. حاشیه سود با توجه به اینکه سودهای مختلفی در یک بنگاه تجاری گزارش می‌شوند انواع مختلفی دارد که به شرح زیر هستند:

حاشیه سود ناخالص اولین مورد از انواع مختلف حاشیه سود است که تحلیل‌گران برای بررسی فعالیت‌های کلی شرکت از آن استفاده می‌کنند. محاسبه این نسبت بسیار ساده است و تمامی داده‌های مربوط به این نسبت را می‌توان از صورت سود و زیان استخراج کرد. فرمول محاسبه این نسبت به شرح زیر است:

حاشیه سود ناخالص = (سود ناخالص / فروش خالص) * ۱۰۰

می‌توان فرمول را به شرح زیر به صورت جزئی‌تر نیز نوشت:

حاشیه سود ناخالص = ((فروش خالص بهای تمامی شده کالا) / فروش خالص) * ۱۰۰

سود ناخالص در حالت کلی در واقع زمانی به دست می‌آید که بهای تمام شده کالاها را از فروش خالص کسر کنیم که به این صورت اولین سود گزارش شده در صورت سود و زیان یعنی سود ناخالص به دست می‌آید.

حاشیه سود عملیاتی شرکت یکی دیگر از انواع حاشیه سود است که بیشتر مربوط به فعالیت‌های عملیاتی شرکت است. در واقع این سود بر فعالیت خود شرکت متمرکز است و اساسا کاری به فعالیت‌هایی که خارج از عملیات اصلی شرکت صورت گرفته ندارد. سود عملیاتی از کسر هزینه‌های عمومی و اداری یا کلا هزینه‌های عملیاتی از سود ناخالص شرکت به دست می‌آید. این نسبت در راستای فهم این مسئله است که به ازای هر دلار فروش، شرکت در نتیجه عملیات خود چقدر سود کرده است. سود عملیاتی نیز در صورت سود و زیان یک مرحله جلوتر است و فرمول محاسبه حاشیه سود عملیاتی به شرح زیر است:

حاشیه سود عملیاتی = (سود عملیاتی / فروش خالص) * ۱۰۰

حاشیه سود عملیاتی از آنجا که سودآوری ناشی از فعالیت‌های خود شرکت را اندازه‌گیری می‌کند نسبت مالی محبوب تحلیل‌گران است چرا که آنها بر این عقیده هستند این نسبت بیشتر از بقیه نسبت‌ها میزان سودآوری شرکت را اندازه‌گیری می‌کند.

حاشیه سود قبل از مالیات به محاسبه این موضوع می‌پردازد که به ازای هر دلار فروش شرکت چقدر توانسته سود قبل از مالیات کسب کند. از آنجا که هزینه مالیاتی معمولا هزینه ثابتی است که شرکت‌ها به دولت‌ها می‌پردازند لذا سود قبل از مالیات نیز گاهی مورد توجه تحلیل‌گران قرار می‌گیرد. فرمول این نسبت به شرح زیر است:

حاشیه سود قبل از مالیات = (سود قبل از مالیات / فروش خالص) * ۱۰۰

به عنوان مثال اگر حاشیه سود قبل از مالیات شرکتی ۴۰ درصد باشد بدین معنی است که شرکت به ازای هر ۱۰۰ دلار فروش ۶۰ دلار هزینه کرده و ۴۰ دلار نیز توانسته سود کسب کند، البته سودی که هنوز مالیات آن پرداخت نشده است.

حاشیه سود خالص مهمترین نسبت در میان سایر حاشیه‌های سود محسوب می‌شود و در این نسبت مالی سود خالص نهایی شرکت مورد توجه قرار می‌گیرد. به لحاظ ریاضی فرمول حاشیه سود خالص مارجین چقدر باید باشد به شرح زیر است:

حاشیه سود خالص = (سود خالص / فروش خالص) * ۱۰۰

حاشیه سود خالص به دنبال محاسبه این موضوع است که اساسا شرکت به ازای هر دلار فروش یا درآمد چقدر سود می‌کند. اگر حاشیه سود خالص شرکتی ۲۰ درصد باشد بدین معنی است که شرکت به ازای هر ۱۰۰ دلار فروش ۲۰ دلار سود خالص کسب می‌کند و ۸۰ دلار نیز بابت تمامی هزینه‌ها پرداخت می‌کند. حاشیه سود خالص ۲۰ درصدی به معنی این است که ۲۰ درصد از فروش کل شرکت را سود خالص تشکیل می‌دهد. لازم به ذکر است که سود تقسیم شده شرکت در فرمول حاشیه سود جایگاهی ندارد و محاسبه نمی‌شود.

این نسبت می‌گوید که در حالت کلی اگر شرکتی قصد داشته باشد میزان حاشیه سود خالص خود را افزایش دهد؛ یعنی از ۲۰ درصد به ۲۵ درصد یا ۳۰ درصد برساند می‌بایست یا هزینه‌ها را کاهش دهد و یا میزان فروش خود شرکت را افزایش دهد.

گاها در خبرها می‌خوانیم «حاشیه سود صنعت خودروسازی آمریکا کاهش یافت» و یا «حاشیه سود شرکت‌های اروپایی کاهش یافته است»؛ این نشان می‌دهد که این نسبت مالی از اهمیت بسیار زیادی برای ارزیابی وضعیت سودآوری شرکت‌ها و صنایع برخوردار است. به همین دلیل است که شرکت‌ها به صورت سه ماهه و سالانه گزارش حاشیه سود خود را به سهامدارانشان ارائه کنند تا سهامداران این شرکت از وضعیت سودآوری این شرکت‌ها مطلع شوند.

اگر حاشیه سود شرکتی نزدیک به صفر یا منفی باشد بدین معنی است که شرکت در تلاش برای حفظ خود از طریق کاهش هزینه‌هاست و اگر نتواند در این وضعیت در آینده نزدیک تغییراتی ایجاد کند عملا فعالیت این شرکت تنها باعث زیان خواهد شد. اما بنگاه‌هایی که حاشیه سود مثبت دارند نیز تلاش می‌کنند تا این نسبت را افزایش دهند یعنی درصد سودآوری شرکت از میزان فروش را از طریق مدیریت بیشتر هزینه‌ها، جایگزین‌ کردن تکنولوژی‌های جدید و … افزایش دهند.

تحلیل نسبت مالی حاشیه سود

حاشیه سود شرکت‌های صنایع مختلف با یکدیگر متفاوت است بنابراین ممکن است مقایسه‌ حاشیه سود بین شرکت‌هایی از دو صنعت مختلف چالش‌برانگیز باشد. به عنوان مثال میزان مارجین چقدر باید باشد فروش و هزینه‌های دو شرکت مایکروسافت (صنعت تکنولوژی) و والمارت (خرده‌فروشی) بسیار متفاوت است چون ترکیب سرمایه آنها متفاوت است. شرکت‌های خرده‌فروشی از قبیل والمارت اگرچه ممکن است حاشیه سود پایینی نسبت به شرکت‌های تکنولوژی محور از قبیل مایکروسافت داشته باشند اما میزان گردش مالی آنها و گردش سود آنها بسیار بیشتر است.

حاشیه سود میزان گردش سود شرکت‌ها را اندازه‌گیری نمی‌کند بنابراین به همین دلیل استفاده از این نسبت به تنهایی برای مقایسه دو شرکت از دو صنعت مختلف می‌تواند چالش‌برانگیز باشد. مقایسه حاشیه سود شرکت مایکروسافت و گوگل منطق بیشتری دارد چرا که هر دو شرکت از یک صنعت هستند و ترکیب سرمایه آنها بسیار مشابه است. به عنوان مثال شرکت‌های فروشنده محصولات لوکس دارای حاشیه سود بالایی هستند چرا که نسبت سود به فروش آنها بالاست اما گردش سود آنها بسیار پایین و میزان فروش آنها نیز کم است و به همین دلیل مقایسه یک شرکت فروشنده محصولات لوکس مانند لامبورگینی با یک شرکت فروشنده مواد مصرفی مانند «تارگت» از اساس اشتباه است.

شرکت‌های تکنولوژی ممکن است در ابتدای فعالیت توسعه‌ای خود هزینه زیادی متحمل شوند اما سپس میزان هزینه شرکت به شدت پایین می‌آید. به عنوان مثال شرکت مایکروسافت با توسعه ویندوز در مراحل ابتدایی ممکن است در ابتدای فعالیت خود به دلیل هزینه‌های تحقیق و توسعه حاشیه سود بالایی نداشته باشد، اما بعدها با فروش میلیون‌ها نسخه از همان ویندوز بدون انجام هزینه حاشیه سود بالایی را به دلیل کاهش هزینه‌ها و فروش زیاد رقم بزند.

مشاغلی از قبیل محصولات لوکس، تکنولوژی و همچنین مواد دارویی دارای حاشیه سود بالایی هستند. مثلا تولید دارو ممکن است در مرحل تحقیق و توسعه هزینه زیادی داشته باشد اما بعدها با ساخت مواد دارویی فروش این مواد در سراسر جهان با حاشیه سود بالایی همراه خواهد بود.

صنعت حمل و نقل، خرده‌فروشی و تعمیر و نگهداری وسایل نقلیه، کشاورزی، خودرو و .. دارای حاشیه سود پایینی هستند اما میزان فروش این محصولات بسیار بیشتر از محصولات بالایی هستند. محصولات کشاورزی ممکن است در معرض آسیب‌های زیادی از قبیل آب و هوا، موجودی انبارهای زیادف عملیات اورهال و ذخیره و … قرار مارجین چقدر باید باشد بگیرند و حاشیه سود آنها تحت تاثیر قرار بگیرد. بخش خودرو نیز به دلیل رقابت بسیار شدید، بی ثباتی تقاضای مصرف کننده و هزینه های عملیاتی بالا و پشتیبانی نیز حاشیه سود پایینی دارد.

۳ روش تنظیم فاصله حاشیه در word و ویرایش آن

word

برای تنظیم حاشیه صفحه در ماکروسافت ورد ۳ روش مختلف وجود دارد:

۱- حاشیه صفحه را با خط کش تنظیم کنید

۲- از حاشیه های از پیش تعیین شده استفاده کنید

۳- حاشیه های سفارشی ایجاد کنید

مراحل تنظیم فاصله حاشیه در Word 2019 ، Word 2016 ، Word 2013 و Word 2010 یکسان است؛ اما ممکن است رابط کاربری نسخه های قدیمی تر ماکروسافت ورد کمی متفاوت تر باشند.

روش اول: تنظیم فاصله حاشیه با استفاده از خط کش

این روش فقط برای متون و اسناد کوچک توصیه می شود. اگر سندتان طولانی است یا دارای چندین بخش مختلف است بهتر است از حاشیه هایی که به صورت از پیش تعیین شده در ورد هستند استفاده کنید و یا اینکه خودتان حاشیه سفارشی بسازید.

نکته مهم: اگر خط کش در سند ورد شما قابل مشاهده است، از مرحله ۳ این راهنما شروع به کار کنید.

۱- به تب View در نوار ابزار بروید.

View tab in Word 365

۲- از گروه Show ، گزینه Ruler را انتخاب کنید.

Ruler option in Word 365

شکل ۲: گزینه Ruler

۳- کلیدهای Ctrl + A را از روی صفحه کلید فشار بدهید تا کل سند انتخاب شود.

نکته: می توانید به جای این کار گزینه Select All را از نوار ابزار انتخاب کنید. برای این کار به تب Home در نوار بروید و از گروه Editing گزینه Select را انتخاب کنید. سپس از منوی کشویی گزینه Select All را انتخاب کنید.

Select All in Word 365

شکل ۳: گزینه Select All

۴- حالا مکان نما را روی مرز داخلی ناحیه خاکستری رنگی که در سمت چپ یا راست خط کش افقی قرار دارد بگذارید تا نشانگر شما به یک فلش دو سویه تبدیل شود.

Horizontal ruler in Word 365

شکل ۴: خط کش افقی (مکان نما برای نشان دادن جزئیات بزرگتر شده است)

۵- مکان نمای دو سویه را به سمت چپ یا راست بکشید تا حاشیه سندتان تنظیم شود.

۶- برای تنظیم حاشیه بالا یا پایین، مکان نما را روی مرز داخلی ناحیه خاکستری رنگ خط کش عمودی قرار بدهید تا نشانگرتان به یک فلش دو سویه تبدیل بشود. بعد این فش دو طرفه را به سمت بالا یا پایین بکشید تا حاشیه تنظیم شود.

Vertical ruler in Word 365

شکل ۵: خط کش عمودی (مکان نما برای نشان دادن جزئیات بزرگتر شده است)

آیا می توانیم با استفاده از نشانگر خط کش (Ruler Marker) حاشیه ها را تنظیم کنیم؟

Ruler marker in Word 365

شکل ۶: نشانگر خط کش

از نشانگر خط کش افقی می توان برای حرکت لبه سمت چپ متن استفاده کرد؛ اما یادتان باشد این کار فقط به متن شما تورفتگی می دهد و حاشیه را تنظیم نمی کند. با اینکه از نظر ظاهری تفاوتی ایجاد نمی شود، اما ایجاد تورفتگی های غیر ضروری باعث بروز مشکل در قالب بندی های دیگر اسناد طولانی می شود.

روش دوم: تنظیم حاشیه با استفاده از حاشیه های از پیش تعیین شده

این روش و همینطور روش سفارشی کردن حاشیه ها در ورد، کنترل دقیق تری روی حاشیه ها دارند.

نکته مهم: حاشیه های از پیش تعیین شده فقط حاشیه های بخش فعلی شما را تنظیم می کنند. اگر می خواهید حاشیه های از پیش تعیین شده را برای کل سند و چندین بخش استفاده کنید، ابتدا Ctrl + A را فشار بدهید تا قبل از انجام این مراحل کل سندتان انتخاب شود.

برای تنظیم حاشیه با استفاده از حاشیه های از پیش تعیین شده مراحل زیر را دنبال کنید:

۱- به تب Layout در نوار ابزار بروید.

Layout tab in Word 365

شکل ۷: تب Layout در نوار ابزار بروید.

۲- گزینه Margins در گروه Page Setup را انتخاب کنید.

شکل ۸: گزینه Margins

۳- یکی از حاشیه های از پیش تعیین شده زیر را از منوی کشویی انتخاب کنید:

  • Normal: حاشیه به صورت عادی با اندازه فاصله ۲٫۵۴ سانتیمتر از تمام لبه های کاغذ در نظر گرفته می شود.
  • Narrow: اگر این گزینه را انتخاب کنید، حاشیه چهار طرف کاغذ ۱٫۲۷ سانتیمتر خواهد بود.
  • Moderate: با انتخاب این گزینه، حاشیه لبه بالایی و پایینی کاغذ به اندازه ۲٫۵۴ سانتیمتر و حاشیه لبه سمت چپ و راست ۱٫۹۴ سانتیمتر خواهد بود.
  • Wide: این گزینه حاشیه بیشتری ایجاد می کند و ۲٫۵۴ سانتیمتر از بالا و پایین کاغذ و ۵٫۰۸ سانتیمتر از لبه راست و چپ کاغذ فاصله می دهد.
  • Mirrored: این گزینه حاشیه ها را به صورت قرینه از بالا، پایین و همینطور داخل و خارج تنظیم می کند.
  • Office 2003 Default: با انتخاب این گزینه حاشیه پیش فرض ورد ۲۰۰۳ تنظیم می شود.

Preset margin menu in Word 365

شکل ۹: منوی حاشیه های از پیش تعیین شده

بعد از اینکه حاشیه مورد نظرتان را انتخاب کردید منوی کشویی بسته می شود و حاشیه های شما بلافاصله تنظیم می شوند.

نکته: منوی حاشیه های از پیش تعیین شده در تب Print و در قسمت پیش نمایش نیز موجود است.

روش سوم: ایجاد حاشیه های سفارشی

۱- از نوار ابزار تب Layout را انتخاب کنید (شکل ۷ را ببینید).

۲- از گروه Page Setup کادر محاوره برای تنظیم حاشیه ها را انتخاب کنید.

Page Setup dialog box launcher in Word 365

شکل ۱۰: کادر محاوره Page Setup

۳- مقدار حاشیه های جدیدتان را بر حسب اینچ (عدد کامل یا اعشاری) در کادرهای مربوط به حاشیه بالا، چپ، پایین و راست در کادر محاوره ای تنظیم حاشیه صفحه وارد کنید.

Margin text boxes in the Page Setup dialog box in Word 365

شکل ۱۱: کادرهای حاشیه بالا، پایین، چپ و راست

۴- محل مورد نظرتان را برای اعمال این حاشیه ها انتخاب کنید. در این قسمت چند گزینه برای انتخاب وجود دارد:

  • This section (فقط همین بخش)
  • This point forward (از این قسمت به بعد)
  • Whole document (کل سند)

اگر سندتان بخش های تقسیم شده نداشته باشد گزینه This section در این قسمت به شما نشان داده نمی شود.

Apply to menu in the Page Setup dialog box in Word 365

شکل ۱۲: منوی اعمال حاشیه ها

۵- گزینه OK را بزنید تا کادر محاوره Page Setup بسته شود.

شکل ۱۳: گزینه OK

در نهایت اینکه مثل همیشه فایلتان را ذخیره کنید تا تغییراتتان ذخیره شوند.

ویدیوی آموزشی

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با 5 دقیقه در روز، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، تقویت حافظه، آموزش تصویری. یادگیری زبان کلید یادگیری هر مهارتی در قرن 21 !

تفاوت پک های حرفه ای ما با آموزشهای رایگان: بطور خلاصه از زمین تا آسمان! 1-پکها، جدیدترین نسخه نرم افزارها را آموزش می دهند با قابلیت های بسیار بیشتر. 2-پکها توسط متخصص آن نرم افزار، به صورت کاملا پروژه محور و با حل چالش هایی که در مسیر کار عملی و حرفه ای با آن روبرو می شوید تهیه شده اند و بعد از استفاده، کاملا برای بازار کار آماده اید! 3- متد این پکها کاملا کار شده و تا ماهها، در ذهن تان ماندگارند و یادگیری بسیار سریعتر و کاملتری خواهید داشت. آموزشهای رایگان فقط دستورات نرم افزارها را (آنهم ناقص) بیان می کنند و تازه برای ورود به بازار باید ماهها تجربه عملی هم کسب کنید !!

بخندید، کتاب بخوانید و سفر کنید! خبره ای در دنیای تکنولوژی، نرم افزار و اینترنت. هر سوالی دارید در بخش نظرات مطرح کنید. ما یا سایر هموطنان عزیز پاسخ خواهیم داد. برای کمک به سایت ما و گسترش آموزش در بین فارسی زبانان، در سایتها، وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی لینک سایت ما را درج کنید.

کمیسیون در فارکس چیست؟

کمیسیون در فارکس

کمیسیون در فارکس چیست؟ قطعا می دانید که همه ما باید در ازای خدماتی که دریافت می کنیم دستمزدی پرداخت کنیم؛ این موضوع کاملا واضح و طبیعی است ! در این راستا بروکرهای فارکس نیز از قاعده دریافت دستمزد مستثنی نیستند و در قبال خدماتی که به معامله گران اعطا می کنند، کمیسیونی دریافت می کنند. اگر در فارکس یک کارگذاری را دیدید که بدون دستمز برایتان افتتاح حساب انجام داد و شما را به بازار اصلی متصل کرد، تعجب کنید، چرا که این مسئله تقریبا غیر ممکن است. اغلب سرمایه گذاران ایرانی در رابطه با این مسئله و نحوه محاسبه آن سوالاتی دارند که در این مقاله به طور کامل به بررسی این موضوع پرداخته شده است. بنابراین اگر در رابطه با کمیسیون در بازار جهانی فارکس آشنا نیستید، تا انتهای این مطلب با ما همراه باشید.

کمیسیون در فارکس چیست؟

در تعریف این عنوان باید بگوییم که کمیسیون در فارکس یکی از موارد عادی در بازار معاملاتی محسوب می شود، اما این نکته که هر بروکر چه میزان کمیسیونی دریافت نماید بسیار مهم است؛ چرا که بروکر ها تقریبا در میزان دریافت کمیسیون در فارکس کاملا آزاد هستند و در واقع این موضوع نوعی رقابت بین بروکرها ایجاد می کند.

بنابراین، برای سرمایه گذاران و معامله گران آن دسته از بروکرها که کمیسیون پایین تری را دریافت می کنند جذاب و محبوب تر هستند.

بعضی از بروکر ها در برابر خدماتی که به کاربر ارائه می دهند درخواست کمیسیون بالاتری از مشتری را خواهند داشت. برای نمونه، بروکرهای ایرانی به دلیل اینکه در خدمات خود امکان تبدیل ریال را به رمز ارز و همچنین برعکس در دستور کار خود قرار داده اند در فارکس کمیسیون بالاتری را از فرد معامله گر دریافت می کنند.

این در حالی است که بروکرهای ایرانی از نظر اسپرد نیز با قیمت بالا تری عمل می کنند که خوب با توجه به اوضاع و شرایط تحریم ها یک ایرانی چاره ی دیگری ندارد. شاید برایتان جالب باشد که میزان کمیسیون ها در فارکس پس از اعمال تحریم ها چندین برابر شده و عملا آن را می توان نوعی از خدمات گران برشمرد؛ برای تریدرهای ایرانی کمیسیون نوعی رقابت نیست بلکه یک انحصار گرایی بعید است.

اسکالپ در فارکس چیست؟

انواع کمیسیون در فارکس:

در زمینه با کمیسیون در بازار فارکس، بهتر است که ابتدا پیش از پرداختن به انواع آن یک شایعه نادرست در این زمینه را باهم بررسی کنیم. افراد بیشماری در فارکس تصور می کنند که میزان کمیسیون هرمی است، در صورتی که این طور نیست! بنابراین باید بدانید که معاملات در فارکس به هیچ عنوان هرمی نمی باشد، چرا که خرید و فروش در این بازار کاملا به تصمیم خود مشتری وابسته است. در این راستا یک شخص هیچگاه نمی تواند زیر شاخه شخص دیگری باشد یا خودش یک زیر شاخه تشکیل دهد.

بروکرها در فارکس

و اما انواع کمیسیون در بازار فارکس:

1-کمیسیون ثابت یا Fixed Commission: مقدار کمیسیون ثابت در بازار فارکس با توجه به میزان رایج بودن جفت ارزی که قصد معامله آن را دارید مشخص می شود. کمیسیون بروکرها در جفت ارزهای رایج معمول کم تر است، اما در این زمینه باید بدانید، امکان ایجاد کمیسیون های متفاوت نسبت به آیتم های معاملاتی وجود دارد.

2-کمیسیون شناور یا variable commission: کمیسیون متغیر نیز با توجه به رایج بودن جفت ارز مشخص می گردد. تفاوت کمیسیون شناور با ثابت تنها در این است که میزان رایج بودن جفت ارز معاملاتی در لحظه محاسبه می شود.

3-کمیسیون درصدی Percentage Commission: میزان کمیسیون درصدی در بازار فارکس توسط بروکر مشخص می گردد، این نوع از کمیسیون در فارکس در واقع مقداری از اسپرد جفت ارز مورد معامله است. (این میزان از درصد بسیار ناچیز است)

کمیسیون و مارجین ها در واقع چه هستند؟

نکته مهم دیگری که بعد کمیسیون ها باید بدانید و در بازار فارکس بسیار مهم است مربوط به مارجین ها می باشد؛ مارجین یکی از مهم ترین مباحث برای هر بروکری محسوب می شود. در واقع شما باید به واسطه استفاده از خدماتی که در اختیارتان قرار داده می شود، ضمانتی را پیش بروکر بگذارید تا بروکر به شما خدمات عرضه کند. یکی از مهم ترین این خدمات اهرم های مالی است. هرچه قدر میزان اهرم مالی درخواستی شما بزرگتر باشد درصد مارجینی که در نزد کارگزاری باید امانت بگذارید کم تر خواهد بود. در این زمینه به یک نکته مهم توجه داشته باشید که اگر از هیچ اهرمی هم استفاده نکنید یعنی در واقع درصد اهرمی شما 1:1 باشد، تمام سرمایه شما به عنوان مارجین برای یک معامله در نظر گرفته خواهد شد.

در حالت کلی اگر بخواهیم یک مارجین را تعریف کنیم، باید بگوییم مارجین سرمایه است که در بروکر بلوکه می شود. این موضوع در بازار بورس ایران نیز صدق می کند بدین صورت که در ثبت سفارشات بورسی سرمایه شما تا زمان خرید کامل به صورت مارجین بلوکه خواهد شد. در بازار فارکس نیز در صورت عدم استفاده از اهرم تمامی هزینه سفارش شما تا زمان خرید کامل بلوکه می شود.

توجه داشته باشید، مارجین و کمیسیون دو بحث کاملا جدا از یک دیگر هستند؛ اما هر دو این موارد در واقع جزو مهم ترین مباحث در فارکس به شمار می روند. در این زمینه شما به عنوان تریدر باید بدانید که میزان هزینه اضافه ای که باید به کارگذاری پرداخت نمایید چقدر است؟! بنابراین لازم است با نحوه محاسبه اسپرد، کمیسیون و همچنین مارجین آَشنا شوید. نکته دیگری که وجود دارد این است که کمیسیون در forex ثابت است و نمی توانید آن را پرداخت نکنید.

مارجین در فارکس

توجه داشته باشید که کمیسیون در معاملات فارکس نقش بسیار پر رنگی دارد. معامله گران می بایست در ازای هر لات معامله ای که انجام می دهند درصد مشخصی را به بروکر پرداخت نمایند. نرخ کمیسیون هر بروکر با بروکر دیگر متفاوت است و میزان آن به سیاست های کارگذاری و گروه هدف در معامله بستگی دارد. سیاست برخی از کارگذاری ها این است که در ابتدای کار میزان بسیار کمی(گاهی اوقات میزان کمیسیون ممکن است صفر نیز باشد) کمیسیون در نظر بگیرند تا از این طریق مشتری جذب نمایند اغلب کمیسیون برای حساب های حرفه ای یا با سرمایه ناچیز خیلی کم و نزدیک به صفر است.

توضیح کلی در رابطه با اسپرد:

اسپرد یکی از دیگر مفاهیم پایه و مهم در بازار فارکس به شمار می رود. همان طور که در توضیح کمیسیون فارکس گفتیم میزان آن می تواند ثابت یا متغییر باشد که اسپرد یکی از بخش های متغییر در فارکس است. در یک جمله اسپرد همان تفاوت بین قیمت فروش و خرید با یکدیگر است.

اگر تا به حال به قیمت های خرید و فروش دقت کرده باشید متوجه می شوید که قیمت خرید همواره و لزوما چیزی بیشتر از میزان قیمت های فروش اند. مفهوم این جمله این است که اگر شما سهمی را خریداری کنید و تا زمان فروش آن سهم هیچ نوسانی نداشته باشد این سهم را در قیمت پایین تری خواهید فروخت. این تفاوت قیمت بین خرید و فروش را “اسپرد” می نامیم. بنابراین اسپرد با توجه به سهم و بروکر متغییر است، بنابراین شما می بایست علاوه بر پرداخت حق کمیسیون ثابت برای هر معامله، یک کمیسیون متغییر(اسپرد) نیز پرداخت کنید.

اسپرد برای معامله گران بلند مدت یا میان مدت، معنایی ندارد؛ چرا که آن ها در یک زمان ارز را خریداری می کنند و تا زمانی که قیمت ارز افزایش نداشته باشد آن را نمی فروشند؛ بنابراین اسپرد برای آن ها در میان سودشان کم می شود. اما در مقابل میزان اسپرد برای اسکالپرها از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا آن ها در مدت زمان نسبتا کوتاهی خرید و فروش های خود را انجام می دهند و به همین دلیل میزان حق کمیسیون متغییر برای آن ها بسیار مهم است و مقدار آن در معاملاتشان قابل مشاهده است. بنابراین اسکالپر ها همیشه به سمت اسپرد هایی می روند که میزان کمیسیون کمی دارد.

نحوه محاسبه سود در فارکس چگونه است؟

نحوه محاسبه سود در فارکس

در دسته اول محاسبه میزان سود دریافتی شما از معامله کاملا به آیتم معاملاتی شما بستگی دارد؛ اینکه شما در کدام پوزیشن( خرید یا فروش) باشید، در میزان سود فارکس تفاوتی ایجاد نمی کند. کمیسیون بروکر هم نیز در نهایت با توجه به حجم معاملاتی شما از حسابتان کسر می گردد.

برای مثال: ممکن است که کارگذاری به ازای هر لات معامله، از شما 5 پیت را دریافت کند . فرمول محاسبه سود فارکس را می توانید با استفاده از فرمول زیر محاسبه کنید.

فرمول محاسبه سود برای پوزیشن فروش:

Profit/Loss=(open Price-close price)*Lots*1000

فرمول محاسبه سود برای پوزیشن خرید:

Profit/Loss=(close Price-open price)*Lots*1000

سوالی که ممکن است برای بسیاری از افراد پیش آید این است که آیا میزان سود معامله بر روی کمیسیون بروکر اثر دارد؟ باید بگوییم خیر، شما چه در یک معامله متضرر شوید چه میزان زیادی سود دریافت کنید، در میزان کمیسیون بروکر تاثیری نخواهد داشت. میزان کمیسیون تنها به لات و حجم معامله بستگی دارد.

محاسبه سود در فارکس

انتخاب و مقایسه انواع بروکر در فارکس

انتخاب بروکر مناسب برای معامله اولین و مهم ترین گام در انجام معامله در فارکس می باشد. از جمله ویژگی هایی که یک بروکر باید داشته باشد شامل: سابقه کاری، نوع پلتفرم قابل ارائه، عرضه لوریج و همچنین از همه مهم تر میزان کمیسیون فارکس که بابت ارائه خدمات از شما دریافت می کند. بسیاری از از تریدر ها پایین بودن اسپرد را ضرورت می دانند و از کمیسیون بیشتر به آن اهمیت می دهند.؛ چرا که برای افرادی که تعداد حجم معاملاتی بالایی در طی روز دارند برایشان پرداخت اسپرد برای هر معامله مقرون به صرفه نخواهد بود. در انتخاب بروکر به تفاوت بین کمیسیون و اسپرد دقت کنید و هنگام انتخاب از میزان کمیسیون دریافتی از سمت بروکر اطلاعات کسب نمایید.

در این مطلب به طور کامل به بررسی مبحث کمیسیون در فارکس چیست؟ پرداختیم. کمیسیون در فارکس در واقع موضوعی است که هر شخص معامله گری باید به طور کامل آن را درک کند. همچنین در انتخاب بروکر توجه داشته باشید که همه بروکرها و با هر نوع و میزان کمیسیونی می تواند برای شما مفید واقع شود؛ اما همیشه آن بروکری بهتر است که بر اساس استراتژی شما بهینه شده باشد. بنابراین بهتر است پیش از هر کاری استراتژی خود را بشناسید و سپس وارد معامله های فارکسی شوید. این موضوع می تواند به شما در همه زمینه های معامله در بازار فارکس به خصوص انتخاب یک بروکر مناسب کمک کند.

حاشیه دلخواه در صفحه اول فصلها

گاهی اوقات ممکن است که بخواهید در صفحه اول فصول یک کتاب یا پایان‌نامه حاشیه متفاوتی نسبت به سایر صفحات داشته باشید. مثلا اولین خط در صفحه اول از وسط صفحه شروع شود. برای اینکار در ورد سه روش وجود دارد. در ادامه مطلب با ما همراه باشید تا با این روش‌ها آشنا شوید. دو روش اول یک نقص دارند و آن این است که چنانچه محتویات صفحه اول تغییر کند مثلا تعداد خطوط افزایش یابد و یا حاشیه تغییر کند ممکن است که تنظیمات صفحه اول به صفحه دوم نیز اعمال شود. اما روش سوم این نقص را ندارد ولی نقص روش سوم این است که تنها می‌توان حاشیه بالا و پائین را تغییر داد و نمی‌توان حاشیه از سمت راست و چپ را تغییر داد. بنابراین اگر شما قصد دارید فقط حاشیه بالا و پائین متفاوتی در صفحه اول داشته باشید، استفاده از روش سوم توصیه می‌شود. روش اول) با استفاده از روش سکشن بندی که قبلا بیان شد علاوه بر اینکه برای هر فصل سکشن ایجاد نموده‌اید می‌توانید برای صفحه اول فصل هم سکشن جدیدی ایجاد کنید و حاشیه متفاوتی مارجین چقدر باید باشد نسبت به سایر صفحات برای آن اعمال کنید. برای اینکار به انتهای صفحه اول رفته و سپس از تب Page Layout روی Breaks کلیک کرده و Next Page را بزنید. سپس روی قسمتی در صفحه‌ی اول کلیک نموده و در همان تب Page Layout در کادر باز شده، فاصله از بالا و پایین و چپ و راست را (برای صفحه اول) تعیین نموده و در قسمت پایین در جلوی Apply to گزینه‌ی This section را انتخاب کرده و OK نمایید.

روش دوم) با استفاده قابلیت This point forward ابتدا حاشیه‌ی مدنظرتان برای صفحه اول را باید در تمام صفحات فصل اعمال کنید. سپس باید حاشیه تمام صفحات فصل بجز صفحه اول را به حالت قبل برگردانید. برای اینکار در انتهای صفحه اول کلیک کنید و از تب Page Setup در پائین گوشه سمت راست بر روی علامت فلش کلیک کنید تا کادر تنظیمات Page Setup باز شود. در تب Margins در همان قسمت اول حاشیه مدنظرتان برای سایر صفحات را اصلاح کنید و در پایان باید این تنظیمات را از انتهای صفحه اول به بعد اعمال کنید. برای اینکار در قسمت Preview بخش Apply to گزینه This point forward یعنی از این نقطه به بعد را انتخاب و روی Ok کلیک کنید.

فیلم آموزشی روش This point forward

روش سوم) فرض کنید می‌خواهید طوری حاشیه صفحات را تنظیم کنید که تنها تفاوت حاشیه صفحه اول هر فصل با سایر صفحات فقط این باشد که حاشیه بالای صفحه اول ۶cm و سایر صفحات ۳cm باشد. برای اینکار ابتدا حاشیه تمام صفحات را تنظیم کنید بطوری که حاشیه بالای صفحه ۳cm باشد. اکنون در قسمت هدر صفحه دوبار کلیک کنید تا قابلیت ویرایش آن فعال شود و بخش Header and Footer Tools به تب‌ها اضافه شود. در تب Design و در گروه Options گزینه Different First Page را تیک بزنید تا تغییراتی که در صفحه اول اعمال می‌کنید در سایر صفحات تاثیری نگذارد. در ادامه قصد داریم بجای تغییر حاشیه، از قابلیت Line Spacing استفاده کنیم و فاصله بین خطوط متن هدر را افزایش دهیم تا منجر شود عرض هدر افزایش یابد و بواسطه آن خط اول متن هم پایین‌تر رود. برای اینکار درحالی که هنوز در ناحیه هدر هستید به تب Page Layout بروید و در قسمت Paragraph و بخش After بجای اندازه صفر (۰)، اندازه مدنظرتان را وارد کنید. اما اینجا یک مشکل وجود دارد و آن این است که بجای سانتی متر واحد این فاصله Pt است. بنابراین باید ۶ سانتی مدنظر را به واحد Pt تبدیل کنیم. البته باید دقت کنید که باید فاصله هدر از بالا (Header from top) بعلاوه اندازه فونت هدر را از ۶ سانتی متر کم کنید. بطور مثال فایل ما فاصله هدر از بالا ۱٫۲۵ سانتی متر است. و اندازه فونت هم ۱۴Pt است. بنابراین: ۶cm – 1.25cm = 4.75cm هر ۷۲Pt برابر است با ۱in یا ۲٫۵۴cm، بنابراین هر ۱ سانتی متر برابر است با ۲۸٫۳۴۶۴۵۶۷Pt یا تقریبا ۲۸٫۳۵Pt. در نتیجه: ۴٫۷۵ cm =4.75 * 28.35 = 134.6625 Pt چون اندازه فونت هم که ۱۴Pt است باید از آن کم شود بنابراین: ۱۳۴٫۶۶۲۵ – ۱۴ = ۱۲۰٫۶۶۲۵ Pt یعنی تقریبا ۱۲۰Pt. بنابراین درحالی که هنوز در ناحیه هدر هستیم از تب Page Layout و در قسمت Paragraph و بخش After بجای اندازه صفر (۰)، ۱۲۰pt را وارد می‌کنیم. همانطور که مشاهده می‌کنید فاصله خط اول از بالای صفحه برابر است با ۶cm. برگرفته شده از: پی سی ترفند

مارجین یا مارژین چیست؟

در این مطلب سعی بر این است که موضوع مارژین و یا مارجین از زوایای سوالات ذیل مورد بحث قرار گیرد.

1-مارژین یا مارجین چیست؟

2-مارجین و مارک آپ چگونه محاسبه می گردد؟

3- رابطه مارجین و زنده مانده محصول، چگونه است؟

4- مارجین در طول عمر محصول چگونه تعریف می شود؟

5-رابطه بین مارجین و پروموشن چیست؟

6- رابطه بین مارژین و سودآور بودن محصول چگونه تعریف می شود ؟

7- دامنه قیمت گذاری و مارجین تا کجاست؟

8-چه اجزایی در تعیین مارژین یک محصول می توانند اثر گذار باشد؟

9- یک مثال از پیچیدگی تعیین مارجین محصول

1-تعریف مارژین یا مارجین چیست

اصطلاح رایج در بازار که امروز به عنوان سود و یا حاشیه سود مطرح می شود .(+) از تفاوت بین قیمت خرید و فروش حاصل می شود و برای هر مشتری میتواند متفاوت تعریف شود. هدف از تعیین مارژین تعیین جذابیت خرید برای مشتری است، که منافع حاصل از خرید و عرضه این محصول را بیان میکند.

2-تفاوت مارژین و مارک آپ

مارک آپ نسبت حاشیه سود محصول به قیمت خرید تعریف می شود.

مارجین نسبت حاشیه سود محصول به قمیت مصرف کننده تعریف می شود.

مارجین در واقع حاشیه سود برای مشتری است.

نحوه محاسبه آن، “تفاوت بین قیمت خرید و فروش محصول است.” یکی از راههای سود آوری محصول چگونگی تعریف و تعیین میزان مارجین محصول است.

بین مارجین، میزان فروش محصول، میزان سود آوری، ضریب همبستگی وجود دارد.(+)

حاشیه سود گاهی به عنوان یک مکمل و کاتالیزوری جهت فروش محصول عمل می نماید.

در صنعت پخش مارژین یا مارجین با در نظر گرفتن” نوع محصول، سبد ارائه محصول، کشش بازار، قدرت برند، میزان جذابیت محصولی تعیین می شود.”

راههای تعیین مارجین یا مارژین میتواند از روش های ذیل صورت گیرد.

1-بنچ مارک از رقبا

2-قیمت تمام شده محصول بعلاوه سود مد نظر

3-ترکیبی از دو روش فوق

4-کانال مشتری و نماینده فروش

محاسبه مارژین و مارک آپ با نرم افزار (+)

3- رابطه مارژین و زنده مانده محصول چگونه است؟

یکی از دلایل اصلی زنده مانده محصول در بازار میزان مارژینی است، که برای آن تعیین می شود، شرکتها از مارژین برای اهداف و مقاصد مختلف استفاده میکنند که در طول عمر محصول میتواند متفاوت باشد.

مثلا گاهی برای معرفی محصول، گاهی برای رقابت با سایر رقبا، گاهی برای افزایش تنوع سبد عرضه مارژین یک محصول متفاوت تعریف میشود و هدف اصلی هم ایجاد جذابیت برای خریدار است.

هر چقدر محصول، جز محصولات بادوام و کند فروش باشد، رابطه مارژین و خرید معنا دارتر میشود.( رابطه جذابیت سود حاصل از خرید کبریت و سود حاصل از خرید یخچال).

برخی از شرکت ها به دلیل اشتباه در محاسبه قیمت تمام شده محصول و در نظر نگرفتن برخی از جنبه هایی که مستقیم به میزان مارجین محصول ربط دارند، باعث ضرر و زیان به شرکت شده است.

در نهایت به دلیل عدم تحمل میزان زیان وارده به شرکت، تولید محصول متوقف و از چرخه عرضه خارج و به حذف محصول از بازار منجر می گردد و به اصطلاح بازار ” جوان مرگ” می گردد.

4- مارژین در طول عمر محصول چگونه تعریف می شود؟

مارژین کالا در تمام فرایند طول عمر کالا شامل، مرحله معرفی، رشد، بلوغ و مرگ می تواند متفاوت تعریف گردد. قاعدتا در مراحل اولیه محصول دارای مارژین بهتر و بیشتری برای خریدار خواهد بود و در مراحل بعدی (بلوغ و مرگ) مارژین به نسبت عرف صنعت متعادل تر می گردد.

هنر تعیین مارژین کالا بسیار مهم می باشد و بسیار ساده انگارانه است که تصور کنیم با یک محاسبه سرانگشتی و قیمت رقبا میتوان به یک قیمت رقابتی از محصول رسید.

مثلا در همین فروشگاههای زنجیره ای رفاه، اتکا، هاپیراستار، جامبو، کوروش اگر به قیمتها نگاهی بیندازیم، متوجه میشویم که چرا برخی از محصولات در بعضی از فروشگاه ها به راحتی فروش می رود و همان محصول در فروشگاه رقیب به سختی به فروش میرود .

تعیین مارژین محصول برای هر کانال در بازار معمولا جداگانه تعریف می شود و این بستگی نوع کانال عرضه و اهمیت حضور در آن کانال و میزیان و نوع خرید کالا برای شرکت عرضه کننده دارد.

مثلا محصولات تک نفره در کترینگ ها بخصوص هواپیمایی کشور در اکثر مواقع نه تنها سودی برای شرکت عرضه کننده ندارد،، بلکه در بهترین حالت سود در نقطه سر به سر محاسبه می گردد، زیرا حضور در این نوع کانال های فروش، نوعی از دیده شدن در بین معرض بزرگان جامعه است.

5-رابطه بین مارژین و پروموشن چیست؟

مارژین یا مارجین یا حاشیه سود به عنوان نمادی از ارزش افزوده برای مشتری تلقی میگردد.

پروموشن معمولا در قالب یک تخفیف محصولی، که به صورت ریالی،تعدادی، تناژی تعریف می گرد.

با توجه به سیاست های شرکت عرضه کننده می تواند به صورت مقطعی، و یا در پروسه های زمانی خاصی، به عنوان کاتالیزو فروش مورد استفاده قرارگیرد. برای هر کانال فروش می تواند متفاوت باشد، اما هزینه پرموشن را به عنوان اضافه مارژین می توان در نظر گرفت.

6- رابطه بین مارژین و سودآور بودن محصول چیست؟

به دلیل تنوع سیاست شرکت ها در خصوص نوع نگاه به مارژین نمی توان به قطعیت گفت، که هر محصولی که سود آورتر باشد، قاعدتا باید مارژین بالاتری هم داشته باشد.

زیرا سود آوری محصول تابعی از میزان فروش می باشد ، یعنی هر چه محصول بیشتری فروخته شود، برای سازمان سود آورتر است، اما در زمانی که محصول از مقبولیت بالای در فروش برخوردار است. مارژین را به عرف صنعت بسیار نزدیک می کنند.

شرکت ها میتوانند، زمانی که محصول در شرایط رکود و یا معرفی و طفولیت خود است به جهت شدت بخشیدن به فروش محصول و عرضه بیشتر آن با افزایش مارژین مقبولیت کالایی ایجاد نمایند.

7- دامنه قیمت گذاری و مارجین چیست؟

قمیت گذاری و مارجین رابطه تنگاتنگی با هم دارند، در صورت افزایش مارجین محصول قاعدتا قیمت نهایی محصول نیز افزایش پیدا می کند، اما این افزایش تا سطحی قابل تعریف است، که کشش بازار و تقاضای مشتری تعیین کند.

هر چه مارجین بالاتری برای محصول خود در نظر بگیرم ریسک کم شدن خرید به دلیل افزایش قیمت نهایی محصول وجود دارد، و بر عکس هر چه مارجین را کمتر از عرف صنعت بگیرم باز هم به دلیل ارزش افزوده کم برای کانال های واسط و توزیع خرید محصول کمتر می گردد و به تبع عرضه آن هم کم می شود.

مثال عرضه آب معدنی به دلیل داشتن وزن زیاد و سود کم در میان شرکت های پخش خیلی جذاب نیست و بیشتر برای تکمیل نمودن سبد عرضه استفاده می گردد.

8-چه اجزای در تعیین مارژین یک محصول می توانند اثر گذار باشد؟

اجزای زیادی در تعیین نوع مارژین دخیل هستند، که به برخی از مهمترین موارد و اجزا ء اشاره نمود :

2- تنوع سبد عرضه.

3-نوع و تعداد کانال های عرضه.

4-بسته بندی محصول (کوچک – بزرگ -متوسط).

5- طبقه محصول(کند فروش- تند فروش).

6- قدرت برند(رهبر- پبرو – حاشیه).

7-تعداد رقبا(زیاد- متوسط- کم).

8- نوع بازار (جدید،فعلی،اشباع،خالی)

مهمترین مقوله اثر گذار مارژین محصول را می توان قدرت برند ذکر کرد، به طور مثال شرکت های که دارای برند قوی تری نسبت به سایر رقبا در بازار هستند، مشتریان و خریداران از حاشیه چانه زنی کمتری در خصوص تعیین میزان مارجین کالا برخوردار هستند، به تبع آن محصولات می تواند داری مارجین پایین تری نسبت به رقبای سوم و چهارم خود در بازار باشد.

عناصر پیچیده و تاثیر گذار بر میزان مارژین محصول به عنوان یک ابزار مشوق کننده و ترغیب کننده خرید محصول:

با یک مثال این موضوع را میتوان بیشتر توضیح داد، یک شرکت تولید فراورده های لبنی آلفا تصمیم می گیرد، دوغ جدید خود را به بازار ارائه کند، متغیر های وابسته در جذابیت و مقبولیت این محصول، شامل بسته بندی، خواص ارگانولپتیگی (طعم و مزه)قدرت برند، ساختار توزیع، سبد محصولات و مارژین و…می باشد.

شرکت الفا تصمیم می گیرد با استفاده از روش بنچ مارک، از رقیب اصلی خود به تعیین حاشیه سود محصول بپردازد. در نهایت این شرکت تصمیم می گیرد که مارژین محصول را 20 درصد بیشتر، نسبت به محصول رقیب روانه بازار مصرف نماید.

در نگاه اول به نظر می آید جذابیت محصول ارائه شده مورد قبول بازار واقع گردیده، میزان فروش محصول افزایش پیدا میکند و شرکت احساس می کند با این روش توانسته محصول را مورد مقبول بازار نماید.

بعد از مدتی که شرکت رقیب اصلی متوجه کاهش سهم بازار این محصول می شود، با استفاده از قدرت برند، یا سبد محصولات و یا قدرت شبکه توزیع ، دست به مقابله به مثل می زند به شبکه عرضه خود فشار می آورد و خرید سبد محصول را منوط به خرید این محصول اصلی می نماید.

این تکنیک باعث می شود برخی از مشتریان که محصول شرکت آلفا را خریده اند با وجود مارژین بالا از خرید بعدی انصراف داده و ترجیح خود را به همکاری با شرکت بعدی تغییر دهند، زیرا شرکت رهبر بازار توانسته با افزایش جذابیت خرید اعتباری میزان مقبولیت کالای مشابه رقیب را به شدت کم نماید.

مشتریان بعد از مدتی از خرید محصول جدید شرکت آلفا خوداری می نمایند، شرکت آلفا مجبور است، این بار با حربه ارائه پروموشن به ازای خرید محصول وارد بازی رقابت وسهم گیری شود .

همین چرخه طور دیگری شکل می گیرد و باعث ارائه امتیازات بیشتر از طرف هر دو رقیب در بازار می شود، تا جایی که گام بعدی به منظور ایجاد رضایت بیشتر مشتریان، گارانتی نمودن صدردصد محصول بدون چانه زنی است، با این حال فروش محصول جدید همچنان از فروش پایین و ضایعات بالا برخوردار است.

شاید به نظر اگر در همان ابتدا شرکت برای کسب سهم بیشتر در کوتاه مدت وارد جنگ رقابتی نمی شد، این محصول میتوانست با استفاده از ویژگی های خود محصول در نیش مارکت ها بازار خوبی را به دست آورد.

به نظر میرسد به علت مقبولیت نداشتن محصول در بازار ، شرکت در هر مرحله مجبور شده است مارجین محصول را با پروموشن افزایش دهد و در نهایت نه تنها سودی حاصل شرکت نشده، بلکه زیانی نیز محتمل شرکت می نماید.

لذا توصیه مشود که در بحث تعیین مارجین حتما شرایط حاکم بر صنعت و بازار و شرایط رقابتی شرکت و شناخت اجزاء تاثیر گذار بر مارجین محصول به دقت بررسی شود تا در برآورد کشش و تقاضای مشتری دچار خطا نشویم.

درست تر این است که هزینه پروموشن و هزینه ضایعات که مستقیم به محصول ربط دارد، را جز هزینه های حاشیه سود محصول در نظر بگیرم و بعد ببینیم آیا این محصول آنقدر ارزشمند است که با این ترکیب حاشیه سود وارد بازار شود؟

نام محصول دوغ بطری

میزان حاشیه سود : از قیمت خرید تا مصرف کننده 20 درصد

میزان هزینه پرموشن:(به ازای هر ۵ عدد یک عدد ) معادل 20 درصد ) بسته ۶ تایی(۵+۱)

میزان هزینه: برگشت محصول 6 درصد

هزینه های توزیع : مارجین برای کانال های واسط و نمایندگان توزیع کننده 20 درصد

هزینه کل و تعیین مارژین : شامل 66 درصد از قیمت تمام شده محصول می باشد.(۲۰+۲۰+۲۰+۶)

لازم به توضیح است که مشتری در یک بسته که شامل ۶ عدد دوغ است، یک عدد را به عنوان اشانتیون خرید دریافت می کند و اگر عدد یک را تقسیم بر عدد ۵ نمایم به عدد ۲۰ درصد میرسیم. یعنی از قیمت خرید مغازه دار ۲۰ درصد جایزه خرید دریافت کرده است.

سوال مهم در پایان بحث مارژین یا مارجین و یا حاشیه سود محصول این است که کدام روش تعیین مارجین می تواند در این مقطع باعث رشد محصول در بازار شود؟

آیا ترکیب مارژین محصول برای همه کانال های عرضه یکسان تعریف شود؟

آیا میزان برآورد فروش اولیه محصول می تواند، هزینه های ناشی از قیمت تمام شده را پوشش دهد؟

و سوالاتی بیشتری که به تعیین درست تر از مارژین محصول و کالا در ذهن ما شکل بگیرد؟



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.