خصوصیات سهام بنیادی


شرکت دانش بنیان به شرکتی گفته می شود که از %۱ تا %۱۰۰ سهام آن متعلق به یک دانشگاه یا واحد پژوهشی و یا از ۵۱ تا ۱۰۰ درصد آن متعلق به اعضای هیات علمی دانشگاه ها یا واحد های پژوهشی باشد در صورتی که سهام دانشگاه کمتر از %۵۰ باشد شرکت دانش بنیان خصوصی است و در غیر اینصورت شرکت دانش بنیان دولتی است.

خصوصیات سهام بنیادی

به احتمال خیلی زیاد اسم ثبت شرکت دانش بنیان نسبت به انواع مختلف ثبت شرکت خیلی کم به گوشتان خورده است اما اگر به هر دلیلی در حال حاضر نیاز دارید بیشتر در مورد این نوع ثبت شرکت بدانید با ما همراه باشید تا با شما در رابطه با این شرکتها صحبت کنیم.

ثبت شرکت بینش یکی از شرکتهای فعال در زمینه ثبت شرکت و خدمات مرتبط با آن است که با همکاری وکلای باتجربه و کارشناسان حرفه ای خدمات خود را به با مناسبترین قیمت در کوتاه ترین زمان ارائه میدهد.

تعریف شرکت دانش بنیان

شرکت های دانش بنیان به موسسات خصوصی یا تعاونی گفته میشود که به منظور رسیدن به اهداف زیر تشکیل میشود:

  • افزایش علم و ثروت
  • توسعه اقتصادی بر پایه دانش
  • تجاری سازی نتایج تحقیق و توسعه مانند: طراحی، تولید کالا و خدمات
  • تحقق اهداف علمی و اقتصادی در راستای گسترش اختراع نوآوری

در حال حاضر تقاضا برای ثبت شرکت دانش بنیان نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است. اگر بخواهیم ساده تر در مورد ثبت شرکت دانش بنیان توضح دهیم می توان گفت شرکت هایی هستند که فعالیت خود را در اجرایی کردن و تولید یک یا چند اختراع متمرکز می کند.

شرکت دانش بنیان به شرکتی گفته می شود که از %۱ تا %۱۰۰ سهام آن متعلق به یک دانشگاه یا واحد پژوهشی و یا از ۵۱ تا ۱۰۰ درصد آن متعلق به اعضای هیات علمی دانشگاه ها یا واحد های پژوهشی باشد در صورتی که سهام دانشگاه کمتر از %۵۰ باشد شرکت دانش بنیان خصوصی است و در غیر اینصورت خصوصیات سهام بنیادی شرکت دانش بنیان دولتی است.

شرکت های دانش بنیان چه ویژگی هایی دارند؟

شرکت دانش بنیان، اساساً کالا تولید نمی کند و عموماَ،زمین یا ماشین آلات خاصی نیز ندارد.بلکه همیشه عده ای از افراد تحصیلکرده و با تجربه اطلاعاتی تولید می کنند که این اطلاعات ، محصولات اصلی شرکت محسوب شده و برایشان درآمدزایی دارد.بحث طرح های صنعتی و مالکیت معنوی محصولات ،همیشه از دغدغه های اصلی شرکت محسوب می شود که حفظ حقوق معنوی این اطلاعات ،یکی از مهم ترین مسائل حقوقی در شرکت های دانش بنیان می باشد،زیرا اصولاَ این دارایی ها قابل لمس نمی باشند.

ویژگی شرکتهای دانش بنیان

خصوصیات شرکت دانش بنیان

1. شرکت­ ‌ هایی که فقط اعضای هیئت علمی مالک آن هستند.

در صورتي كه سهام دانشگاه كمتر از ۵۰ درصد باشد،‌ شركت دانش‌بنیان، شركتي خصوصي است كه بايد تابع قانون تجارت باشد و در اداره ثبت شركت­ ‌ ها ثبت شود.

2. شرکت­ ‌ هایی که دانشگاه­ ‌ ها نیز در آن مالکیت دارند.

درصورتي­كه سهام دانشگاه ۵۰ درصد يا بيشتر باشد، شركت دانش­ ‌ بنيان، شركتي دولتي است.

در شرکت های دانش بنیان دولتی نیز ، دانشگاه فقط به میزان سهام خود در مدیریت شرکت و در سود و زیان آن شریک می باشد.

*رییس و معاون دانشگاه یا مرکز آموزشی در زمان مسئولیت فقط می توانند سهامدار شرکت باشند . ولی اعضای هیئت مدیره شرکت و مدیر عامل شرکت نباید هیچگونه مسئولیتی در دانشگاه داشته باشند .

* اعضای هیئت علمی دانشگاه متناسب با میزان وقت گذاری و نوع فعالیتی که در شرکت دانش بنیان انجام می دهند همچنین میزان مشارکتی که در مالکیت فکری معنوی شرکت داشته اند ، در شرکت سهامدار می باشند.

مدارک لازم برای ثبت شرکت دانش بنیان

  • کپی شناسنامه همه ی اعضا هیئت مدیره
  • کارت ملی همه ی اعضا هیئت مدیره
  • گواهی عدم سوءپیشینه همه ی اعضا هیئت مدیره
  • کپی مدارک تحصیلی همه ی اعضاء شرکت
  • دو نسخه اظهارنامه شرکت
  • دو نسخه اساسنامه شرکت
  • دو نسخه شرکتنامه شرکت
  • کپی مجوزهای لازم و مرتبط با فعالیت شرکت دانش بنیان
  • کپی روزنامه رسمی شرکت به همراه آخرین تغییرات
  • آخرین لیست بیمه شرکت به همراه خلاصه وضعیت دستمزد ، حقوق و مزایا
  • کپی آخرین اظهارنامه مالیاتی ارسال شده برای سازمان امور مالیاتی
  • رزومه شرکت

مدارک لازم برای ثبت شرکت دانش بنیان

نحوه ثبت شرکت دانش بنیان

مرحله اول

جهت ثبت شرکت دانش بنیان، ثبت شرکت یا موسسه حقوقی خصوصی یا تعاونی است.بنابراین،لازم است شرکت ابتدا به صورت عادی در اداره ثبت شرکت های سازمان ثبت اسناد و املاک کشور به ثبت برسد. در هنگام ثبت، هیچ تفاوتی بین شرکت ها وجود ندارد. ثبت شرکت همانند دیگر شرکت ها و موسسات خواهد بود.

مرحله دوم

شرکت ها ی متقاضی باید جهت دانش بنیادی نمودن شرکت و استفاده از مزایای مورد نظر قانون حمایت از شرکت های دانش بنیان، از طریق این سامانه به نشانی http://www.daneshbonyan.ir ثبت نام کرده و مورد ارزیابی قرار گیرند.شرکت ها و موسساتی که شاخص های موجود در آیین نامه تشخیص صلاحیت شرکت ها و موسسات دانش بنیان را داشته باشند و بعد از طی مراحل ارزیابی از طریق کارگروه ارزیابی و تشخیص شرکت ها و موسسات دانش بنیان و نظارت بر اجرا تایید گردند به صندوق نوآوری و شکوفایی معرفی می شوند تا طرح خود را به آن صندوق ارائه نموده و از تسهیلات مربوطه با توجه به اساسنامه صندوق استفاده نمایند.
متقاضیان، برای تکمیل فرم درخواست، می بایست از طریق فرم ارائه شده در سایت مخصوص شرکت های دانش بنیان، اقدام نمایند.رسیدگی به طرح ها پس از ارجاع به ستاد، هر 2ماه یکبار صورت می پذیرد تا کلیه اطلاعات مربوط به سهامداران و اعضای هیئت مدیره و رزومه شرکت و اطلاعات افراد درون سازمان مورد بررسی قرار گیرد و مشخص گردد که آیا شرکت شامل شرکت دانش بنیان می شود یا خیر.

شرکت های متقاضی پس از تولید کالاها و خدمات دانش بنیان یا ارایه ی برنامه تولید (برای شرکت های نوپا) بر مبنای آیین نامه ی مصوب کارگروه، ارزیابی شده و برای یک مدت محدود می توانند از تسهیلات و مزایای قانون استفاده کنند و برای تمدید زمان استفاده از مزایای قانون، باید دوباره ارزیابی شوند. اما قبل از آن، برای تشخیص صلاحیت استفاده از تسهیلات، می بایست کلیه اطلاعات لازم، جهت ارزیابی و تشخیص صلاحیت شرکت و موسسه ی دانش بنیان، توسط معاونت فناوری ریاست جمهوری و وزارت بهداشت در این سامانه ثبت شود.

خصوصیات سهام بنیادی

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

یکی از انواع شرکت های تجاری در ایران، شرکت های سهامی هستند. شرکت های سهامی مهم ترین نوع شرکت تجاری می باشند. چرا که، انجام پروژه های بزرگ صنعتی ، تجاری مثل سدها ، شهرک ها ، آسمان خراش ها و کارخانجات بزرگ خودرو، هواپیما و کشتی سازی جز از طریق تشکیل شرکت های سهامی میسر نیست. زیرا اولاَ انجام این گونه پروژه ها نیاز به سرمایه انبوهی دارد که معمولاَ از طریق سرمایه های خصوصی امکان پذیر نیست، ثانیاَ تعداد شرکا در این شرکت ها زیاد و در نتیجه میزان سرمایه گذاری هر فرد نوعاَ خیلی زیاد نیست و ثالثاَ میزان خطر ، در صورت ورشکستگی ، برای هر شریک ، غیرقابل جبران نیست زیرا مسئولیت شرکا فقط محدود به سهام آنان در شرکت است.
شرکت سهامی به دو نوع تقسیم می شود: شرکت سهامی عام و شرکت سهامی خاص که ذیلاَ به بررسی ویژگی های منحصر شرکت سهامی عام می پردازیم.

از بنیادی ترین تفاوت های شرکت سهامی عام ، امکان پذیره نویسی و یا پذیرش عمومی سرمایه از راه پذیره نویسی در شرکت سهامی عام و ممنوعیت بهره گیری از این راهکار در شرکت سهامی خاص است. پذیره نویسی را باید امتیازی تلقی نمود که قانون گذار بنا به ملاحظات خاص مربوط به شرکت های سهامی عام به این شرکت اعطا نموده است. ساز و کار یاد شده از این جهت امتیازی مهم به شمار می رود که طرق تامین سرمایه مورد نیاز برای تاسیس شرکت و یا فراهم آوردن نقدینگی لازم جهت افزایش سرمایه در شرکت های تجاری، محدود و در عین حال بسیار پرهزینه است. بر همین اساس، تجویز مراجعه به عموم آسان ترین و ارزان ترین شیوه جذب سرمایه به شمار می رود. علاوه بر مزایای گفته شده، راهکار پذیره نویسی ، تعهدات و مسئولیت های حقوقی ناظر به دیگر روش های تامین سرمایه، از قبیل دریافت وام و تسهیلات از منابع باتکی یا مالی اعتباری و یا انتشار اورق مشارکت را ندارد.
از سوی دیگر، اعطای امتیاز مزبور مستلزم رعایت تشریفات و اقدامات دقیقی دانسته شده است که عدم رعایت هر یک از آن ها ممکن است موجبات بطلان اقدام و در نتیجه بطلان شرکت حتی پس از ثبت را فراهم آورد.

شمار سهامداران شرکت سهامی عام نبایستی از پنج عضو کمتر باشند. همچنین اعضای هیئت مدیره شرکت سهامی عام به صراحت ماده 107 لایحه اصلاحی قانون تجارت 1347 نباید از 5 عضو کمتر باشد، در حالی که راجع به شرکت سهامی خاص هیچ مقرره قانونی وجود ندارد.

وجه ممیزه مهم دیگر شرکت سهامی عام ، تفاوت چشمگیر در حداقل میزان سرمایه لازم برای تاسیس و فعالیت آن است. به موجب ماده 5 لایحه اصلاحی قانون تجارت 1347 " سرمایه شرکت های سهامی عام از پنج میلیون ریال و سرمایه شرکت های سهامی خاص از یک میلیون ریال نباید کمتر باشد ". مطابق بخش اخیر همان ماده، مبلغ سرمایه هر یک از شرکت های سهامی پس از خصوصیات سهام بنیادی تاسیس نیز نبایستی از میزان مقرر در ماده یاد شده کمتر گردد. تفاوت در میزان سرمایه دو شرکت با توجه به اهداف تشکیل و شیوه جذب سرمایه هر یک از این دو، تمایزی منطقی به نظر می رسد. معذلک، با توجه به گذشت مدت زمان طولانی از وضع مقرره بالا و نوسانات عظیم اقتصادی ، مبلغ مقرر به عنوان حداقل سرمایه، پاسخگوی تعهدات شرکت های سهامی و نیز تامین کننده حقوق بستانکاران و اشخاص ذی نفع مرتبط به این گونه شرکت ها نیست.
با درک واقعیت گفته شده، در ماده 483 لایحه اصلاحی قانون تجارت 1384 در حداقل میزان سرمایه این شرکت ها تغییری بنیادین به شرح ذیل مقرر شده است :
" در موقع تاسیس سرمایه شرکت های سهامی عام از مبلغ پنج میلیارد ریال و سرمایه شرکت های سهامی خاص خصوصیات سهام بنیادی از مبلغ پانصد میلیون ریال نباید کمتر باشد.
تبصره : در صورتی که تصدی به موضوع تجاری خاصی مستلزم سرمایه گذاری بالاتری باشد، با تصویب هیئت وزیران حداقل سرمایه لازم تعیین خواهد شد."

  • امکان انتشار اوراق مشارکت ( قرضه )

مطابق مقررات لایحه اصلاحی قانون تجارت 1347 منعکس در مواد 51 تا 71، " شرکت سهامی عام می تواند . اوراق قرضه منتشر کند ". اگرچه در مقرره بالا، منعی به اعطای چنین امکانی برای شرکت سهامی خاص پیش بینی نشده ، لکن عدم منع در این خصوص را نمی توان به مفهوم تجویز تلقی نمود. زیرا انتشار اوراق مشارکت ( قرضه ) امتیازی تلقی شده که استفاده از آن مستلزم اثبات وجود جواز قانونی است. با این حال ، دهه اخیر شاهد تحول عمیقی در قانون گذاری حاکم بر اوراق قرضه بوده است. نخست آنکه عنوان خصوصیات سهام بنیادی اوراق قرضه که به مفهوم وام متضمن همراه به بهره است به مفهومی متفاوت و منطبق به یکی از عقود مشابه مضاربه تغییر یافته است. افزون بر آن، حوزه اشخاص مجاز به انتشار اوراق قرضه که در مورد شرکت های تجاری محدود به شرکت سهامی عام بود، در قانون نحوه انتشار اوراق مشارکت 1376 به شرکت سهامی خاص و تعاونی نیز گسترش یافت. در نتیجه، امکان انتشار اوراق مشارکت همانند گذشته دیگر وجه افتراق میان دو شرکت سهامی به حساب نمی آید، هر چند که در عمل ، مراجع ذی ربط بدون توجه به تغییر نگرش مقنن، بر رویه پیشین گام بر می دارند.

از ویژگی های منحصر شرکت سهامی عام، که آن را از کلیه شرکت های تجاری و از جمله شرکت سهامی خاص متمایز می سازد، امکان عضویت این شرکت در بازار بورس اوراق بهادار است. در حالی که، علی رغم تجویز انتشار اوراق مشارکت برای شرکت های سهامی خاص به موجب قانون نحوه انتشار اوراق مشارکت 1376 این شرکت ها مجاز به ارائه اوراق مشارکت یا برگه های سهام خود در این بازار نیستند.

چنانچه قصد دارید شرکت خود را به ثبت برسانید، در اسرع وقت با همکاران ما در « ثبت شرکت فکر برتر » تماس حاصل فرمایید.

معرفی تحلیل تکنیکال

Technical تکنیکال - http://abcbourse.ir/

امروزه سرمایه گذاری در بازارهای معاملاتی مانند بورس، طلا،ارز و… در بین مردم جهان طرفداران زیادی پیدا کرده است. در کشور ما نیز به خاطر نوسانات زیاد در بازارهای مالی مردم به دنبال حفظ ارزش پول خود و سود بردن از این جریان هستند . اما سرمایه گذاری در بورس یا هر بازار مالی دیگری نیاز به مهارت های خاص خود دارد. از جمله پر کاربردترین این ابزار ها تحلیل پایه و تحلیل تکنیکال می باشد. تحلیل تکنیکال به خاطر سرعت عمل در تجزیه و تحلیل سهام، عرض یا هر کالایی در بین تحلیلگران بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد.

تحلیل تکنیکال در بازار های مالی روشی برای پیش بینی رفتار احتمالی نمودار از طریق داده های گذشته همچون قیمت و تغییرات آن، حجم معاملات و … است. این روش در تمام بازار هایی که بر اساس عرضه و تقاضا فعالیت می کنند کاربرد دارد، بازار های همچون ارزهای خارجی، بورس اوراق بهادار و بازار طلا، فلزات گران بها و مسکن را با استفاده از این روش می توان تحلیل کرد. تحلیلگران تکنیکال بر خلاف تحلیلگران بنیادی ارزش ذاتی اوراق بهادار را اندازه‌گیری نمی‌کنند، آنها از روی تحلیل و بررسی نمودارها خصوصیات سهام بنیادی رفتار آتی قیمت را پیش بینی می کند.

پایه و اساس تحلیل تکنیکال

ابتدا شخصی به نام داو نظریه ای را در قرن بیستم میلادی مطرح کرد که در سال های بعد باعث به وجود آمدن تحلیلی به عنوان تحلیل تکنیکال شد.تئوري داو نظريه اي را بنيان گذاري کرد که بعدها به عنوان تحلیل تکنیکال نوين شناخته شد. از نوشته های به جا مانده از داو مشخص است که سه قضیه از نظر آن بسیار مهم بوده است.

1- نوسان قيمت بیانگر همه چیز است.

از آنجا که هر عاملی حال چه سیاسی، چه اقتصادی، اجتماعی و یا…بر قیمت سهام موثر است در نمودار مشخص می شود. هر تغییر قیمتی با یک محرک خارجی همراه بوده و از این جهت بررسی دقیق و تحلیل این موارد بسیار حائز اهمیت است. با استناد به این دلایل می توان گفت که تحلیل نمودار قیمت های گذشته به ما امکان پیش بینی آن در آینده را می دهد. از این دلیل به عنوان مهمترین اصل تحلیل تکنیکال نیز نام برده می شود.

در تحليل پايه اي به اینکه چرا این اتفاق برای سهم افتاده است توجه می شود درست برعکس تحلیل تکنیکال زیرا در این تحلیل، تحلیلگر به نمودارها دقت می کند و به چرایی عوامل تاثیرگذار بر سهم توجه ندارد و به دنبال پیدا کردن روند برای پیش بینی حرکت سهم است.

2- تکرار تاريخ

تحلیل تکنیکال رابطه مستقیمی با روانشناسي انسان دارد.حالات روانشناسی بازار را توسط الگوهای گرافیکی در نمودارها نمایش داد. اين الگوهاي قيمت در صد سال گذشته تقسيم بندي شده است. همچنین می توان روند بازار را تشخیص داد.

3- حرکت قيمت در يک روند جابجا می شود.

این قضیه شاکله همه متدهای تحلیل تکنیکال را شکل می دهد و در زمانیکه حرکت قیمت با روند بازار همجهت باشد امکان پیش بینی به وجود می آید. در اینصورت دو حالت پیش می آید؛
احتمال ادامه روند فعلی بسیار زیاد است و قيمت به قبل باز نخواهد گشت، مگر بخاطر برخی از بی نظمی ها در بازار .

در صورتی که روندی مخالف روند فعلی شکل بگیرد روند قبلی تغییر می کند. یعنی زمانیکه روندی نزولی است. این روند ادامه پیدا خواهد کرد مگر روندی مخالف آن شروع به شکل گیری کند.

تعریف روش تکنیکال

به تحلیلی که با کمک شکل و نمودار انجام گیرد و با آن بتوان حرکت سهام در آینده را با نگاه به گذشته سهم پیش بینی کرد تحلیل تکنیکال می گویند.

امکان استفاده از تحلیل تکنیکال برای سهام، شاخص يا کالا و غيره وجوددارد. رياضيات در این تحلیل بسیار دخیل است در چارت و انديکاتور (شاخص) نمایان می شود.

اعتقاد يک تحليل گر تکنيکال براین است که در سابقه قیمت هر سهام همه اطلاعات آن وجود دارد و می توان روند حرکت قيمت آن را درآینده پيش بيني کرد. سرعت تحلیل تکنیکال بسیار بالا است و شما درقیاس با تحلیل پایه در زمان کمتر،تعداد سهام بیشتری را می توانید تحلیل کنید.

تحلیل تکنیکال برخلاف تحلیل پایه می تواند توسط هر فردی صورت بگیرد و دانش زیادی در زمینه های سیاسی و اقتصادی لازم ندارد. این روش تحلیل بسیار در بین تحلیل گران طرفدار دارد به طوریکه تحلیلگران در همه جای دنیا با کمک آن سود بدست می آورند. یکی از دلایل محبوبیت تحلیل تکنیکال سرعت آن در تحلیل می باشد.

قابلیت های تحلیل تکنیکال

تمرکز روي قيمت: یکی از تفاوت های مهم در تحلیل تکنیکال سرعت در پیش بینی است و این بخاطر متمرکز بودن تحلیلگران تکنیکال روی قیمت است. این تمرکز به تحلیلگر این قدرت را می دهد که سهام یا ارز مورد نظر را در 6 ماه آینده پیش بینی کند. تحلیل گران بایستی بازار را به دقت رصد کنند و به دنبال نشانه های تغییر روند باشند این نشانه ها می توانند کمک کنند تا زمان جهش سهام و ارز یا سکه را بفهمند.

1- از این نشانه ها می توان به افزایش تقاضا برای خرید اشاره کرد که علامتی از سمت بازار برای تغییر مثبت آن می باشد. همچنین زمانیکه افزایش عرضه دیده می شود علامتی است به معنی کاهش قیمت آن سهم. همین توجه و تشخیص تفاوت ها بین این دوحالت می تواند معاملات یک سرمایه گذار تکنیکال را از معاملات دیگر سرمایه گذاران بسیار متفاوت کند.

2- قابلیت استفاده در تمامي نمودارها: در همه بازار های معاملاتی معامله گران و تحلیلگران به دنبال استراتژی های مفید تر هستند تا از آن برای پیش بینی بهتر در زمان سریع تر بهره ببرند. با تحلیل تکنیکال می توان نمودارها و چارتهای موجود در هر بازاری را بررسی و تحلیل کرد. يک تحليلگر تکنيکال مي تواند از استراتژي خود در تمام بازارها و روي تمام چارتها استفاده کند. در مقابل تحلیلگران پایه که باید تحلیل خود را بر صورت های مالی که ممکن است کثرت داشته باشند، انجام بدهند، تحلیل تکنیکال بر نمودارها تمرکز دارد که این خود مزیت بزرگی است.

بررسی صورت های مالی، گزارش های ماهانه، سالانه، تجزیه و تحلیل اعداد و ارقام حسابداری شرکت، رصد و دنبال کردن اخبار روز سیاسی، اقتصادی و … می توانند زمان بسیار زیادی را از تحلیلگران خواهد گرفت و تحلیل تکنیکال راه سریعتری را برای سرمایه گذاران فراهم کرده است.

3- پيشينه قيمت بصورت تصويري: نمودار یک شکل و نمایش تصویری از روند قیمت در محدوده زمانی مشخص است.این نمودار ها حتی برای تحلیلگران پایه نیز سودمند است زیرا اطلاعات زیادی را به آسانی و در زمان کم بدست می آورند. دستیابی به این اطلاعات با نگاه کردن به یک نمودار در مقایسه با جدولی از اعداد بسیار آسانتر است. نمودار بسيار خواناتر و گوياتر از يک جدول اعداد است.

4- حمايت / مقاومت: درجه حمایت و مقاومت بر اساس دوره های تراکم مشخص می شود . منظور از دوره تراکم محدوده قیمتی که قیمت تغییر می کند است. اگر قیمت از این محدوده عبور کند به این معنی است که تغییری در عرضه و تقاضا به وجود امده است و یکی بر دیگری پیروز شده و غلبه کرده است.

5- تشخيص زمان خريد به سهولت: تحليل تکنیکال در تشخيص زمان خريد خصوصیات سهام بنیادی خصوصیات سهام بنیادی کمک زيادي مي کند. روش بنيادي براي شناسايي سهام مناسب برای خريد و تحلیل تکنیکال براي تشخيص زمان خريد مناسب است. زمان مناسب خريد، نقش مهمي در عملکرد تحلیلگر دارد. تحلیل تکنیکال مي تواند در تشخيص تقاضا يا عرضه و همچنين زمان خروج از بازار موثر واقع شود. خروج از بازار در نرخ هايي بالاتر از عرضه و يا خريد در نرخ هايي در نزديکي نرخ هاي تقاضا بازده را بهبود می بخشد .

سابقه تاريخي قيمت يک سهم مهم می باشد، زیرا اگر شما سهمي را در دو سال گذشته به عنوان يک سهم عالي تشخیص داده اید ولي روند ثابت بود نشان می دهد بازار سهام مخالف نظر شما را دارد. سهمي که به اندازه زياد رشد کرده بايد منتظر عقبگرد آن سهم بود. يا اگر سهمي بیش از حد مورد انتظار افت داشته شايد اين ارزش را داشته باشد که آن را بخريد و توقع روند رو به رشدش را داشته باشید.

چه اطلاعاتی از نمودار بدست می آوریم؟

یک نمودار بر حسب اینکه در تحلیل تکنیکال چه قدر مهارت پیدا کرده اید می تواند اطلاعات زیادی در اختیار تحلیلگر قرار دهد. از قبیل اطلاعاتی که می توان بدست آورد؛ واکنشهاي قبل و بعد از اتفاقات مهم، نوسانات گذشته و حال، حجم و مبلغ معاملات گذشته، وضعيت نسبي يک سهم نسبت به کل بازار می باشد.

عیب های تحلیل تکنیکال

1- سلایق یک تحلیلگر تکنیکال بر تصمیم گیری آن تاثیر زیادی دارد: همانند تحليل بنيادي، تحلیل تکنیکال ذهني بوده و علايق شخصي تحليل گر در آناليز تاثير گذار می باشد. در نظر داشتن اين مطلب در هنگام بررسی يک نمودار مهم است . اگر تحليل گر تعصب خاصی روي سهمي داشته باشد تمام تحليل وي تحت تاثير قرار خواهد گرفت و همچنين چنانچه نسبت به يک سهم بدبين باشد نتيجه تحليل احتمالا انتظار روند نزولي خواهد بود.

2- نمی توان سهام تازه وارد را ارزشگذاري کرد: از جمله نقاط ضعف تحلیل تکنیکال مي توان به دشواري در جمع آوری اطلاعات برای نرم فزار جهت استفاده از نمودارهاي قيمت اشاره کرد. همچنين تحليل تکنيکال در بررسي سهام تازه عرضه شده ناتوان است.

3- پشيمان شدن سرمايه گذاران و بازار: تمامي الگوها و علايم خريد و فروش با تحلیل تکنیکال هميشه درست از آب در نمي آيد .قوانين تکنیکال هميشه صدق نمي کنند و مي تواند تحت تاثير پارامترهایي مثل حجم و ارزش معاملات نیز قرار بگيرد. يک نمودار ميانگين 50 روزه ممکن است براي تشخيص نقاط حمايت / مقاومت شرکت بانک پاسارگاد بسيار خوب کار کند ولي نمودار ميانگين 70 روزه براي سهم بانک کشاورزی ممکن است بهتر کار کند. اینکه خيلي از مباني تحليل تکنيکال کليت دارند درست است. سهام هر شرکت خصوصيات و مشخصات خاص خود را داراست. ممکن است اين قانون براي يک سهم کار نکند ولی براي ديگري موثر باشد .

4- امکان تفاسير مختلف: با اینکه اصول و قواعدی وجود دارد اما ممکن است دو تحلیلگر تکنیکال دو تحلیل متفاوت از یک سهم در یک زمان داشته باشند که این نیز خود از همان علایق نشات می گیرد.

در حاليکه اين مي تواند نا اميدکننده به نظر برسد، تحلیل تکنیکال بيشتر شبيه هنر است تا علم. اينکه نيمه پر يا خالي ليوان را ببينيم بستگي به نظر بيننده دارد.

4 تفاوت تحلیل تکنیکال باتحلیل بنيادي

تفاوت های زیادی بین تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی(پایه) وجود دارد که در زیر به چهار مورد از مهمترین تفاوت های آنها اشاره می کنیم.

1. در روش بنيادي هدف شناسایی موارد اثر گذار بر ارزش ذاتي فعلي و آينده سهام با تاکيد بر گزارش و صورت های مالی، بنيادهاي اقتصادي و عوامل درون شرکتی است. در تحلیل تکنیکال هدف بررسی موارد تاثير گذار بر قيمت با توجه به اشتياق بازار می باشد.

2. روش بنيادي به بررسي مطلوبيت يک سهم مي پردازد ولی تحلیل تکنيکال مقبوليت يک سهم را می سنجد.

3. روش بنيادي قادر به ارزش گذاري بر سهام شرکت تازه وارد نیز مي باشد، اما تحلیل تکنیکال در تحليل شرکت هاي تازه وارد ناتوان است. به طور مثال شرکت های عرضه اولی در بورس اوراق بهادار.

4. تحليل بنيادي قدرت و توان يک شرکت را جهت افزايش ارزش بررسی مي کند، تحلیل تکنیکال زمان ورود و خروج به سهم را تعیین مي کند.

سهام ارزنده بورس را چطور شناسایی کنیم؟

سهام ارزنده بورس را چطور شناسایی کنیم؟

این روز‌ها که صحبت درباره حبابی شدن برخی نماد‌های بورسی زیاد شده است همه به دنبال راه حلی برای پیدا کردن سهام‌های ارزنده یا ارزشمند هستند. سهام‌هایی که قیمت شان حبابی نشده و خرید آن‌ها سود ده خواهد بود. در این گزارش چند راه کار برای شناسایی این دسته از نماد‌ها یا سهام‌ها به شما معرفی کرده‌ایم.

به گزارش شهرآرانیوز، افزایش شاخص بورس تهران در سال ۹۸ باعث هجوم بسیاری از سهامداران برای معامله مستقیم در بورس تهران شد. این هجوم هیجانی باعث پیدایش جمع از سرمایه گذارانی شد که بدون تحلیل و تجربه اقدام به خرید و فروش سهام شرکت ها می ‌کردند و مبنا تصمیم آن ها روند بازار و برخی از جریانات بود.

عده ای بسیار زیادی هم که در چند سال اخیر دارای رشد بسیار زیادی بوده اند مبنا تحلیل خود را بر اساس تحلیل تکنیکال قرار داده بوده اند که به نظر می رسد این تکنیکالیست ها جریان بازار را به یک بازار روانی و نه بر اساس تحلیل وضعیت شرکت ها تبدیل کردند.

در مقابل تحلیل تکنیکال که در سالهای اخیر در بازار سهام ما بسیار فراگیر شده تحلیل بنیادی یا پایه‌ای قرار دارد که یکی از روشهای معتبر تحلیل بازار سرمایه و پیش بینی قیمت هاست. در این راستا در این گزارش سعی شده داریم که نکات بسیار ساده تحلیل بنیادی که برای سرمایه گذاران مفید است و به راحتی از صورت های مالی قابل استخراج است را معرفی کرده و به تفسیر آن بپردازیم.

در قسمت اول تحلیل ها ما به بررسی نسبت های که ارزش بازار یک سهم را بیان می‌کنند می‌پردازیم. لزوما ارزش واقعی یا نهفته صنایع با ارزش بازار آن ها برابر نیست و نکاتی که در ادامه مطلب ذکر می‌شود به این نکته کمک فراوانی خواهد نمود. ارزش ذاتی یک سهم چگونه انجام می‌شود.

نسبت p/e
یکی از ساده ترین و در عین حال مفید و پر کاربرد ترین نسبت در بین نسبت های مالی نسبت قیمت بر سود است که نشانگر ارزش بازار یک سهم است. P نشان دهننده قیمت سهم و e نشان دهنده سود سهم که همان eps است. هر چه میزان این نسبت پایین تر باشد نشان از سود بیشتر سهم است(لزوما نه سود پرداختی). نسبت یک نشان دهنده این است که یک سهم برابر قیمت آن سود دارد. این نسبت دارای اطلاعات مفیدی است. معمولا سهام هایی که از نظر شاخص های بنیادی وضعیت مناسبی دارند این نسبت در آن ها پایین تر است که نشان از پایداری و بلوغ یک سهم شرکت است.

این نسبت در بعضی از موارد گمراه کنند نیز هست. زیرا بعضا در بسیاری از شرکت های تازه تاسیس به دلیل نرسیدن به شرایط سودآوری این نسبت بسیار بالا است.

کاربرد اصلی این نسبت در ارزشگذاری یک سهم است. برای مثال این نسبت برای تمامی شرکت های یک گروه گرفته می‌شود و میانگین آن نسبت p/e گروه یا صنعت نام دارد. این نسبت گروه ضرب در سود پیش بینی شده یک سهم، ارزش آن را نشان می‌دهد.

ارزش سهم را چگونه محاسبه کنیم؟

برای مثال شرکت ذوب آهن طبق آخرین پیش بینی، سود خود را برای سال مالی فعلی 86 ریال بیان کرده است. P/e گروه 16 می باشد که در صورتی که این رقم در سود پیش‌بینی شده ضرب گردد، ارزش سهام را معادل 1376 ریال بیان می‌کند در حالی که قیمت بازار آن 2058 ریال است.

تمامی اطلاعات فوق در زمینه p/e گروه،p/e سهم، eps سهم در سایت بورس و در پنجره تمامی سهم ها موجود بوده و محاسبه این نسبت را برای سرمایه‌گذاران بسیار تسهیل نموده است.باید در استفاده از این نسبت وضعیت صنعت، میزان فعالیت، و. در نظر گرفته شود.

ارزش دفتری هر سهم چیست؟

ارزش دفتری هر سهم نشان دهنده خالص دارایی ها که همان معادل حقوق صاحبان عادی سهام است در هر سهم یک شرکت چقدر است. این نسبت برای برخی از شرکت ها از جمله شرکت های سرمایه‌گذاری بسیار مفید بوده زیرا ارزش دارایی آن ها به صورت اوراق بهادار بوده و به روز است. در برخی از شرکت ها که دارایی آن ها مورد تجدید ارزیابی قرار نگرفته است ممکن است این نسبت اطلاعات مفیدی نداشته باشد.

در یک مثال ساده جمع حقوق صاحبان سهام شرکت صنعتی بهشهر در آخرین گزارش شش ماه آن، 4639478 ملیون ریال است. تعداد سهام عادی نیز در این شرکت 1023 ملیون سهم است که باک یک تقسیم بسیار ساده، ارزش دفتری هر سهم این شرکت 4535 ریال است.

نسبت p/b چیست؟

این نسبت که به آن نسبت قیمت به سرمایه نیز می‌گویند، در بردارنده این موضوع است که ارزش ذاتی یک سهم در برابر خصوصیات سهام بنیادی جریان بازار چگونه است. در صورتی که این نسبت بیشتر از یک باشد، سهام از ارزش واقعی خود بالاتر است و در صورتی که این رقم زیر یک باشد سهام دارای یک مشکل بنیادی بوده و از ارزش خود پایین تر است.

پارازیت روی سیگنال بورسی

در حالی بورس تهران پس از افت نفس‌گیر ۴۰ درصدی در ثلث دوم سال ۹۹، در هفته‌های اخیر با رشد نماگرهای اصلی خود همراه شده است و یک قدم تا تغییر فاز فاصله دارد که بار دیگر شاهد افزایش ضدتحلیل‌ها در شبکه‌های اجتماعی هستیم. کانال‌هایی که گردانندگان آنها خود را کارشناس بازار سهام معرفی می‌کنند؛ اما با دادن آدرس غلط به سهامداران تازه‌وارد سعی در انحراف معاملات به مقاصد منتخب خود دارند. این نسخه انحرافی در حالی پیچیده می‌شود که بهبود عوامل بنیادی، انتظار برای غلبه تحلیل بر هیجان در معاملات سهام را افزایش داده است؛ اما پارازیت‌های ارسالی از سوی کارشناس‌نماها می‌تواند در مجموع به تهدیدی برای معامله‌گران سهام تبدیل شود. در این میان بررسی‌ها موید آن است که به‌رغم سرازیر شدن پول حقیقی به گردونه معاملات سهام، این بازار همچنان نیازمند نگاهی ژرف‌تر نسبت به تحولات پیش‌رو است و همین امر سبب می‌شود تا تحلیل آن به‌خصوص در بعد رفتاری و همچنین مواجهه بورس‌اولی‌ها با تحلیلگران حرفه‌ای از اهمیت بسیاری برخوردار باشد.

بورس و فرابورس یک روز دیگر را هم سبزپوش به پایان رساندند و در حالی فاصله خود را با قیمت‌های ثبت‌شده در ماه‌های نخست سال کمتر کردند که همچنان سو تعبیر و نقص تحلیل از شرایط موجود در کنار ساده‌انگاری وضعیت جاری می‌تواند به سرمایه‌گذاران خرد آسیب بزند. بررسی‌های «دنیای‌اقتصاد» موید آن است که به‌رغم سرازیر شدن پول حقیقی به بازار سهام، این بازار همچنان نیازمند دیدگاهی ژرف‌تر نسبت به تحولات پیش‌رو‌ است و همین امر سبب می‌شود تا تحلیل آن به‌خصوص در بعد رفتاری و همچنین مواجهه مردم عادی با تحلیلگران حرفه‌ای از اهمیت بسیاری برخوردار باشد.‌ روز گذشته رشد ۶/ ۲‌درصدی شاخص‌کل بورس تهران در حالی به ثبت رسید که حالا پس از یک دوره افت نفسگیر و بازگشت تعادل به نمادهای کوچک بازار و پتانسیل آنها برای تغییرات سریع قیمت، نسخه‌های غلط کارشناس‌نماها برای سهامداران می‌تواند راه را برای محکم‌شدن جای پای تحلیل و عقلانیت در بازار سهام ببندد.

رونق بازار سهام همچنان تداوم دارد. روز گذشته دومین هفته از دور تازه صعود قیمت‌ها در بورس و فرابورس در حالی تداوم یافت که در این روز وجود تقاضای سنگین در بسیاری از نمادهای بازار سرمایه به رشد ۶/ ۲درصدی میانگین وزنی قیمت‌ها در بورس تهران منجر شد و توانست شاخص کل این بازار را به سطح یک‌میلیون و ۴۲۷هزار واحد برساند. رشد روز یکشنبه در حالی روی داد که طی ماه‌های اخیر و همزمان با کاهش تقریبا دسته‌جمعی قیمت‌ها در بازار یاد‌شده بسیاری از نمادهای کوچک حاضر در این بازار برخلاف نمادهای شاخص‌ساز در روزهای مثبت شدن دماسنج اصلی بازار سرمایه همچنان در صف فروش‌های سنگین می‌ماندند و همین مساله راه را برای چرخش آزادانه سرمایه در میان صنایع مختلف تا حدودی محدود می‌کرد.

این مساله نه‌تنها آزادی عمل سرمایه‌گذاران را با مانع روبه‌رو می‌کرد بلکه سبب می‌شد تا خشک شدن تقاضا در مقابل فروش‌های سنگین شرح داده شده به عاملی منفی برای آشتی سرمایه‌گذاران خرد با بازار سهام بدل شود. در حال‌حاضر این مانع از سر راه برداشته شده است و رشد قیمت سهام و کفه سنگین تقاضا نه‌تنها در نمادهای شاخص‌ساز بلکه در نمادهای کوچکی مشاهده می‌شود که تا چندی قبل سقوط آزاد قیمت‌ها در آنها خود به مانعی روانی برای افزایش تقاضا بدل شده بود.

بر این اساس معاملات روز گذشته در حالی به پایان رسید که در کنار رشد‌ ۳۶ هزار و ۴۲۶ واحدی شاخص‌کل بورس تهران شاخص‌کل هم‌وزن نیز به میزان ۳۲/ ۲درصد افزایش یافت. این نماگر که به دلیل در نظر نگرفتن وزن هر‌یک از سهم‌های موردمعامله دماسنج بهتری برای نشان دادن وضعیت معاملات در نماد‌های کوچک برخوردار است، برخلاف آنچه که پیشتر گفته شد روزهای اخیر پا به پای دماسنج اصلی بازار سهام رشد می‌کند و سطوح از دست رفته را یکی پس از دیگری پس می‌گیرد.

افتادن از بام ساده‌انگاری

همانطور که در گزارش‌های پیشین نیز به آن اشاره کردیم رشد یاد شده که در روز گذشته با شدت بیشتری تداوم یافته از عوامل متعددی نشات می‌گیرد که شاید بتوان از مهم‌ترین دلایل آن به روند صعودی قیمت‌ها در بازارهای جهانی و لزوم یک صعود پس از یک ریزش ۹۰۰ هزار واحدی اشاره کرد. این عوامل در کنار متغیرهای دیگری نظیر خوش‌بینی به آینده سیاسی کشور و همچنین تعطیلی بسیاری از بازارها سبب شده تا در روزهای رخوت کرونایی بازارهایی نظیر مسکن، طلا و ارز شرایط برای رشد قیمت‌ها در بازار سهام فراهم شود.

نسخه نادرست «کارشناس‌نما»ها

این روند صعودی نوپا در دو هفته اخیر تبعاتی نیز داشته که بعضا عجیب به‌نظر می‌آیند. نخست اینکه در هفته‌های گذشته بسیاری از کارشناسان بازار سرمایه در مصاحبه‌های خود عواملی را برای توجیه صعود قیمت‌ها مطرح کردند که مبنای منطقی چندانی نداشت. برای مثال بارها شاهد بودیم که قیمت‌های فعلی سهام با رخدادهایی مانند افزایش ارزش معاملات، ورود پول حقیقی و نقطه اوج آنها مقایسه و همین امر دلیلی برای ارزندگی آنها تلقی می‌شد. با توجه به آنکه در بازارهای مالی ارزندگی قیمت بر اساس مولفه‌های عددی نظیر جریان نقدی و آتی شرکت‌ها جایگزینی دارایی‌های آنها محاسبه می‌شود مشخص نیست که چرا عده‌ای با مبنا قرار دادن یک رویداد با ویژگی‌های هیجانی سعی بر یک‌‌دست نشان دادن سهام موجود در بازار داشتند. البته این امر قابل‌انکار نیست که در بازار سهام همواره نمادهایی وجود دارند که نه‌تنها ارزنده هستند بلکه ممکن است دارای پتانسیل‌های بالایی برای سرمایه‌گذاری نیز باشند با این حال هیچ‌گاه نباید با یک‌دست فرض خصوصیات سهام بنیادی کردن بازار سهام به مانند بازارهایی نظیر طلا و ارز، تحلیل ارزش آنها را منوط به وجود عوامل ساده‌ای نظیر عوامل یاد‌شده کرد.

این عوامل اگرچه ممکن است در یک روند صعودی منجر به تحکیم مسیر پیش‌روی قیمت‌ها شوند، با این حال هیچ‌گاه در هیچ‌جای جهان به‌عنوان دلیل رشد قیمت‌ها تلقی نمی‌شوند‌. در بازارهایی نظیر سهام که هر دارایی خصوصیات خود را دارد و برای تحلیل شدن نیازمند در نظر گرفتن عوامل جداگانه‌ای است به‌نظر می‌رسد که برای دادن تصویری واضح به مردم عادی از بازار سرمایه نیازمند‌ انجام مصاحبه‌هایی دقیق‌تر با اطلاعاتی جزئی‌تر هستیم تا از این رهگذر شرایط لازم برای درک بهتر تفاوت‌های بازار سهام با بازارهای سنتی فراهم شود.

برای مثال یکی از موضوعاتی که بارها در مصاحبه‌های انجام‌گرفته طی روزهای اخیر به آن اشاره شده این است که شروع رشد بازار و تداوم آن طی چند روز پیاپی یکی از دلایلی است که می‌توان آن را به‌عنوان گواهی برای آغاز روند صعودی در نظر گرفت.

این مساله اگرچه می‌تواند شروع دور تازه‌ای از رشد قیمت‌ها را نوید بدهد، با این حال خود مساله‌ای است که باید در کنار عوامل دیگر مورد ارزیابی قرار گیرد. البته این نوشتار به دنبال بدبین کردن فعالان بازار سهام‌‌ یا ارائه تصویر منفی از آنچه که این روزها می‌گذرد‌ نیست، بلکه صرفا توضیحی است از آنچه که می‌تواند فعالان خرد بازار سهام را در روزهای پیش‌رو با دیدی بازتر به منظور رصد بازار هدایت کند.

نکته‌ای که در اینجا حائز‌اهمیت است دعوت سرمایه‌گذاران به حضور در نمادهایی است که بیشترین ارزش خرید را طی روزهای گذشته داشته‌اند. با توجه به آنکه ورود سرمایه خصوصیات سهام بنیادی به نماد یا نمادهایی خاص خود به تنهایی نمی‌تواند به‌عنوان دلیلی برای ارزندگی سهام در نظر گرفته شود، انتظار می‌رود که برخی از کارشناسان بازار سرمایه به جای آنکه در جهت دادن آدرس غلط به سرمایه‌گذاران رفتار کنند حداقل در خلال صحبت‌های خود بین مفهوم ارزندگی و پر طرفدار بودن تمایز قائل شوند.

بررسی‌های «دنیای اقتصاد» از آمار معاملات انجام شده از ۲۱ آبان ماه تا پایان روز گذشته نشان می‌دهد که در صدر فهرست صنایع با بیشترین میزان معامله، دو گروه بانکی و خودرویی قرار دارند. این نمادها اگرچه از گذشته دور مورد توجه بسیاری از فعالان بازار سرمایه بوده‌اند، با این حال کمتر زمانی وجود داشته که تحلیلگران نمادهای یاد شده را ارزنده تلقی کنند و برای سرمایه‌گذاری (مطابق با اصول ارزش‌گذاری) رغبت چندانی به آنها نشان دهند. همین خصوصیات سهام بنیادی امر نشان می‌دهد که اهمیت به مسوولیت اجتماعی در تبیین بازار سهام برای افراد عادی امری است که باید بیشتر مورد توجه برخی تحلیلگران قرار گیرد.

یک قدم تا فاز جدید؟

همان‌طور که می‌دانیم و در بسیاری از تحلیل‌ها و گزارش‌ها به آن اشاره می‌شود نوسان جزئی لاینفک از ذات بازارهای مالی است که می‌تواند هراز چند گاهی بنا بر تغییر عوامل بنیادی موثر بر آن روی دهد. همین امر سبب می‌شود تا نتوان صرفا پس از یک افت ۴۲ درصدی که از سقف حدودی ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار واحدی روی داده است، افزایش نزدیک به ۱۸ درصدی شاخص کل بورس را به منزله عاملی قطعی برای افزایش قیمت‌ها در بازار سهام در نظر گرفت. در این میان ذکر این نکته نیز ضروری است که فراتر رفتن رشد بازار از خصوصیات سهام بنیادی ۲۰ درصد می‌تواند آن را در عمل وارد فاز صعودی کند. بررسی‌های «دنیای اقتصاد» حکایت از آن دارد که در حال حاضر بازار سرمایه برای ورود به فاز صعودی جدید فاصله‌ ۹/ ۱ درصدی دارد؛ این مساله اگر چه سبب ایمن شدن روند مثبت فعلی از گزند ریزش‌های احتمالی نمی‌شود اما با این حال می‌توان آن را برای سنجیدن احتمال روند آتی بازار به فال نیک گرفت.

اما از تمامی این مسائل که بگذریم در روزهای اخیر گفته‌هایی نیز درخصوص مصنوعی بودن این رشد مطرح شده که بررسی آنها حکایت از نادقیق بودن ادعاهای مطرح شده دارد. در حالی که در تامین مالی هزینه‌های کمک‌معیشتی مورد نظر نمایندگان مجلس،مقرر شده تا ۳۰ هزار میلیارد تومان ارائه کمک‌ها از محل فروش دارایی‌های دولت تامین شود، برخی بر این باورند که افزایش بار مالی این طرح بر دوش دولت سبب خواهد شد تا فروش دارایی‌های دولت در بازار سرمایه نیازمند داغ کردن تنور بورس برای کشاندن دوباره مردم به این بازار باشد. این در حالی است که طی هفته‌های اخیر آنچه که بر سنگینی کفه تقاضا در بورس و فرابورس افزوده نه تقاضای شرکت‌های فعال در بازار سرمایه و اشخاص حقوقی بلکه تمایل اشخاص حقیقی فعال در این بازار به خرید سهام بوده است. بنابراین اگر قرار باشد رشد اخیر را بازارگرمی دولت برای کشاندن مردم و جذب سرمایه‌های سرگردان به بازار سرمایه در نظر بگیریم باید رفتار این تقاضا را در افزایش خریدهای حقوقی دنبال کنیم که طی هفته‌های اخیر در کلیت بازار سهام مشاهده نشده است.

دست پر تقاضا

بررسی عملکرد بازار سرمایه در هفته‌های اخیر حکایت از آن دارد که بیشتر صنایع بورسی به سبب افزایش تقاضای خرید از سوی اشخاص حقیقی رشد قیمت داشته‌اند. از میان این گروه‌های صنعتی که بیشترین بهره را از ورود پول حقیقی برده گروه فرآورده‌های نفتی است که پالایشگاهی‌ها را در خود جای داده و پس از آن گروه‌هایی مانند چند رشته‌های صنعتی، محصولات شیمیایی، خودرو، ساخت قطعات و فلزات اساسی قرار دارند.

روز گذشته از مجموع ۳۴۶ نماد معامله شده در بورس تهران قیمت پایانی ۲۸۴ نماد معادل ۸۲ درصد از کل سهام موجود عملکرد خود را با قیمت پایانی مثبت به اتمام رساندند و ۴۴ نماد دیگر معادل ۱۳ درصد در محدوده منفی قیمت پایانی به انتظار شروع معاملات فردا نشسته‌اند.

همچنین از کل نمادهای یادشده ۲۰۵ نماد معادل ۵۹ درصد صف خریدی به ارزش ۱۹۵۰ میلیارد تومان داشتند و ارزش صف‌های فروش نیز در ۲۱ نماد از ۱۴۶ میلیارد تومان فراتر نرفت. ارزش معاملات خرد در این بازار نیز به ۱۵ هزار و ۱۶ میلیارد تومان رسید که اگر این رقم را در کنار ارزش معاملات خرد فرابورس بگذاریم از ۲۰ هزار میلیارد تومان در کل بازار سرمایه فراتر می‌رود.

گفتنی است فرابورس نیز هر روز عملکردی مشابه با بورس تهران را به ثبت رساند و از مجموع ۱۳۲ نماد معامله شده در این بازار پذیرای ۱۱۱ نماد با قیمت پایانی مثبت بود. در این روز ارزش صف خرید در ۸۲ نماد به حدود ۹۸۰ میلیارد تومان رسید و در مقابل تنها ۸ نماد صف فروش ۴۱۶ میلیارد تومانی داشتند. در این روز خالص تغییر مالکیت از سرمایه‌گذاران حقوقی به حقیقی در بورس تهران ۷۱۱ میلیارد تومان و در فرابورس ۱۸۱ میلیارد تومان بود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.