اهمیت سرمایه گذاری


اهمیت سرمایه گذاری هدفمند

هر کشوری برای پیشرفت اهداف توسعه پایدار نیاز به سرمایه‌گذاری‌های منطقی و کاربردی و بروز دارد. توجه به ایده‌های نو انجام سرمایه‌گذاری‌های مناسب می‌تواند اهداف عالی برای یک کشور رقم زند.

وقتی در یک بررسی اجمالی بر روی کشورهای صنعتی و توسعه‌یافته متمرکز می‌شویم درمی‌یابیم که نقش سرمایه‌گذاری‌های مناسب یک نقش اصلی و مؤثر و حیاتی برای این کشورها است.

توسعه دیپلماسی اقتصادی، توجه به امنیت سرمایه‌گذاری، تأمین ارزش‌افزوده مناسب، تسهیل در امور اداری، تأمین منابع انرژی ارزان، تأمین نیروی انسانی متخصص و کارا، محورهایی است که باید توسط دولت‌ها پی‌ریزی و پیگیری شود تا بستری مناسب برای یک سرمایه‌گذاری اتفاق بیافتد.

جذب سرمایه‌های سرگردان در یک جامعه می‌تواند بجای ایجاد اقتصادی بیمار، راه را برای توسعه پایدار با اهداف انسانی فراهم کند.

یکی از اصلی‌ترین نیازهای هر جامعه موفق، سلامت و استمرار آن است.

بحث سلامت جسمی و روحی در جامعه در کنار سرمایه‌گذاری‌های مناسب و ادغام این دو باعث به وجود آمدن شرکت‌های قوی در حوزه سلامت در جهان گردیده است. و یا به عبارتی کشورهایی همچون ایالات‌متحده و آلمان توانسته‌اند بستری‌های مناسب سرمایه‌گذاری در بخش سلامت را چنان فراهم کند که در ده‌ساله اخیر بیشترین بازده سرمایه‌گذاری در جهان به سمت سرمایه‌گذاری در بخش سلامت پیش برود.

یکی از بخش‌های سرمایه‌گذاری در صنعت سلامت مربوط به صنعت مهندسی پزشکی و تجهیزات پزشکی است.

این بخش توانسته بازده مناسبی برای سرمایه‌گذارانی که به دوام سرمایه‌گذاری و کم کردن ریسک‌های سرمایه فکر می‌کند، کمک کند تا به اهداف خود بهتر از قبل دست پیدا کنند.

مدیریت سرمایه چیست؟ - آشنایی با اصول مدیریت سرمایه

مدیریت سرمایه، یکی از جنبه های جدانشدنی و ضروری زندگی ماست. ما آنقدر درگیر زندگی روزمره خود هستیم که اهمیت مدیریت سرمایه را فراموش می کنیم. بدون دانش مدیریت سرمایه، نمی توان یک زندگی آزاد داشت و دانست که چگونه صورت حساب های خود را بدون مشکل پرداخت کرد و از شر بدهی های مالی خود خلاص شد.

مدیریت سرمایه به فرآیند بودجه بندی، پس انداز، سرمایه گذاری، خرج کردن یا نظارت بر مصرف اهمیت سرمایه گذاری سرمایه یک فرد یا یک گروه اشاره دارد. اگر حوضه فعالیت شما بازارهای مالی می باشد، این کلمه را زیاد خواهید شنید.

خیلی از افراد هستند که دوست دارند با مازاد سرمایه شان، در جاهایی که به آنها سودهای خوبی می دهد یا اصطلاحا بازگشت خوبی دارد، سرمایه گزاری کنند. ولی متاسفانه اکثر آنها نمی دانند در کجا و چگونه باید سرمایه شان را مدیریت و این کار را انجام دهند.

به عنوان مثال، عده ای تمایل به سرمایه گزاری در بازار سهام دارند. عده ای دیگر اما دوست دارند پولشان را صرف خرید و فروش ارزهای بین المللی که به آن بازار فارکس گفته می شود، بکنند. گروهی هم تمایل به خرید ملک، طلا و یا هر دارایی که به آنها سود خوبی بدهد، دارند.

آیا مدیریت سرمایه به معنی درست و صحیح خرج کردن است؟ آیا مدیریت سرمایه به این معنی است که بتوانیم سودده ترین بازارهای مالی حال حاضر را تشخیص داده و انتخاب کنیم؟ در وضعیت موجود، ریسک کدام بازارها کمتر است؟

در این مقاله آموزشی بسیار مهم، قصد داریم پاسخ اینگونه سوالات شما را داده و شما را با عناوین زیر، آشنا کنیم.

اهمیت مدیریت سرمایه در زندگی مالی، مفهوم مدیریت سرمایه چیست، رعایت اصول مدیریت سرمایه، ارکان اصلی مدیریت سرمایه را بشناسید، ریسک، بازده، حجم معاملات، نسبت بازده به ریسک، نسبت افت سرمایه، چگونه مدیریت سرمایه انجام دهیم و جمع‌بندی.

اهمیت مدیریت سرمایه در زندگی مالی

همه ما در زندگی های مان حداقل یک مرتبه با افرادی روبرو شده ایم که از لحاظ مالی، درآمد بسیار خوبی دارند. ولی وقتی کمی به آنها نزدیک تر می شویم، متوجه آشفتگی های مالی در زندگی این افراد می شویم. در حقیقت، رنجی که آنها متحمل می شوند، هیچ ربطی به درآمدشان ندارد؛ این افراد با مشکل "عدم مدیریت سرمایه" روبرو هستند. اینگونه افراد نمی دانند که چطور درآمدهای عالی شان را سرمایه گذاری و پس انداز کنند. در واقع، هر چقدر درآمد این عده بالاتر برود، به همان اندازه خرج بیشتری دارند. مدیریت سرمایه در زندگی مالی، درباره دستیابی به اهداف بلند مدت و کوتاه مدت است. دلایل متعددی وجود دارد که چرا تا این حد، مدیریت سرمایه اهمیت دارد اما، در اینجا ما فقط به چند مورد از آنها توجه می کنیم.

اولین مزیت مدیریت درست سرمایه این است که شما را مجبور به داشتن یک طرح و نقشه می کند. وقتی شما می دانید که چقدر از درآمد فعلی تان را باید کی، کجا، چگونه و در چه مارکت هایی هزینه کنید، اولین مشکل تان مرتفع می شود.

دومین حسن داشتن مدیریت مالی، به ارمغان آوردن امنیت مالی برای شما است. بر اساس هرم مشهور ابراهام مازلو، یکی از امنیت های مهم بشر، امنیت مالی است. اگر شما برای درآمدتان نقشه درست و کارآمدی نداشته باشید، همیشه دچار استرس و نگرانی خواهید بود.

نکته مهم بعدی درباره اهمیت مدیریت مالی، افزایش دارایی های شما است. فردی که می داند چگونه سرمایه اش را مدیریت کند، قطعا با سرمایه گذاری های درستی که می کند، دارایی هایش را زیادتر خواهد کرد. در نتیجه زندگی این فرد، اهمیت سرمایه گذاری اهمیت سرمایه گذاری از استانداردهای بالاتری نسبت به بقیه، برخوردار است.

مفهوم مدیریت سرمایه چیست؟

مفهوم مدیریت سرمایه

مدیریت سرمایه اصطلاح گسترده ای است که شامل خدمات و راه حل ها در کل صنعت سرمایه گذاری می شود. در بازار، مصرف کنندگان به طیف گسترده ای از منابع و برنامه های کاربردی دسترسی دارند که به آنها امکان می دهد تقریباً هر جنبه ای از امور مالی شخصی خود را به طور جداگانه مدیریت کنند.

اغلب زمانی که دارایی خالص سرمایه گذاران افزایش پیدا می کند، به دنبال افراد و شرکت های حرفه ای سرمایه گذاری برای یادگیری نحوه صحیح سرمایه گذاری، می روند.

مدیریت سرمایه گذاری به فرآیندهای بودجه ریزی، پس انداز، سرمایه گذاری، خرج کردن یا نظارت بر مصرف سرمایه یک فرد یا یک گروه اشاره دارد. این اصطلاح همچنین می تواند به طور محدودتر به مدیریت سرمایه گذاری و مدیریت پورتفولیو اشاره کند.

در کل مدیریت سرمایه در یک جمله، داشتن دانش و توانمندی سرمایه گذاری با کمترین ریسک، برای رسیدن به حداکثر سود می باشد.

رعایت اصول مدیریت سرمایه

حال که متوجه شدید مدیریت سرمایه چیست، باید خود را برای رعایت قواعد و اصول آن، آماده کنید. اکیدا توصیه می شود هر سرمایه گذاری قبل از ورود به دنیای تجارت، نسبت به ریسک های آن نیز، آگاه باشد.

معمولا افرادی که شناخت بهتری از خودشان دارند، سرمایه گذاری های موفق تری نیز انجام می دهند. شاید برای شما هم این سوال مهم پیش بیاید که، اصول مدیریت سرمایه چیست؟ در قسمت بعدی این اصول را برای شما بیشتر توضیح می دهیم.

ارکان اصلی مدیریت سرمایه را بشناسید

اگر مدیریت سرمایه را به یک میز با پنج پایه تشبیه کنیم هر پایه، یکی از ارکان اصلی سرمایه گذاری می باشد. هر معامله گر و سرمایه گذار هوشیار و آگاهی، برای ورود به یک سرمایه گذاری موفق، باید این اصول را رعایت کند.

این ارکان عبارتند از: ریسک، بازده، حجم معاملات، نسبت بازده به ریسک و نسبت افت سرمایه.

ریسک

در دنیای پر چالش کسب و کار امروز همه افراد سعی در به دست آوردن سودهای بیشتری دارند اما این سودهای بیشتر، همیشه همراه با درصدی ریسک خواهد بود. یک سرمایه گذار آگاه، قبل از ورود به هر معامله ای، باید بداند که چه مقدار از سرمایه اش را حاضر است به خطر بیاندازد یا اصطلاحا ریسک کند. این مسئله، یکی از مهم ترین نکات هر سرمایه گذاری است.

بازده

به زبان ساده بازده، مقدار سود احتمالی است که یک سرمایه گذار قرار است به دست آورد. همانگونه که در مبحث ریسک درباره درصد ذکر کردیم، در این قسمت هم، قرار است یک سرمایه گزار در ازای ریسکی که می کند، درصدی سود به دست آورد. در نتیجه، بازده هم به صورت درصد بیان می شود.

حجم معاملات

تعداد واحدهای یک دارایی که معامله گران با پرداخت قیمتشان، مالکیت آنها را تصاحب می کنند، حجم معاملات نام دارد. این واحد دارایی، برای سرما یه گذاری های مختلف فرق می کند. فرض کنید شخصی که در بازار سهام فعالیت می کند، صاحب برگه های سهام می باشد. در این مثال برگه های سهام، واحد دارایی این فرد است.

در بازارهای سرمایه نیز، هر معامله گری باید حجم معاملاتش را نسبت به ریسک و بازده آن معامله، مشخص کند. اگر فردی برای ورود به معامله ای از حجم بالاتری استفاده کند، امکان به دست آوردن سود یا ضرر احتمالی آن فرد نیز، بیشتر خواهد شد. به قول این ضرب المثل معروف، هر که بامش بیش، برفش بیشتر.

نسبت بازده به ریسک

نسبت بازده به ریسک یا همان ریسک به ریوارد، یکی دیگر از ارکان مهم اصول مدیریت سرمایه گذاری است. این فاکتور مهم، یک فرمول ساده هم دارد. هر معامله گری قبل از ورود به معامله، باید این فرمول را بداند و آن را حتما محاسبه کند.

فرمول به این شکل است که شما با تقسیم نسبت بازده معامله به ریسک یا ضرر آن، به عددی دست پیدا می کنید که به آن، نسبت بازده به ریسک می گویند. این عدد، شاخص بسیار مهمی در معامله شما می باشد. شاید این سوال برایتان پیش بیاید که این عدد باید چند باشد؟

این سوال، سوال بسیار مهمی است. پاسخ شما حداقل عدد 1 یا 2 می باشد. اگر عدد 1 را در نظر بگیریم، به این معنی است که شما وارد معامله ای می شوید که در بدترین حالت، قرار است اگر سودی نکنید، ضرری هم نکرده باشید.

نسبت افت سرمایه

افت سرمایه یا همان DrawDawn که در بازارهای مالی به DD مشهور است، به میزانی از کاهش سرمایه شخصی گفته می شود که تحت تاثیر معاملات زیان ده، به وجود می آید. به زبان ساده تر، به اختلاف مبلغ قبل از ضرر و بعد از ضرر، افت سرمایه گفته می شود. فراموش نکنید که معامله گران موفقی که اصول سرمایه را رعایت می کنند، این فاکتور مهم را قبل از ورود به تریدشان، به صورت درصدی از حساب خود محاسبه می کنند.

چگونه مدیریت سرمایه انجام دهیم؟

به مهمترین قسمت این مقاله آموزشی رسیدیم. اگر ما به عنوان سرمایه گذار ندانیم که چطور باید سرمایه مان را مدیریت کنیم، متحمل ضررهای جبران ناپذیری خواهیم شد.

اولین نکته مهم، داشتن یک استراتژی شخصی متناسب با روحیه و شخصیت خودمان است. افرادی که به این فاکتور مهم اهمیت نمی دهند، دیر یا زود باید تاوان اشتباهاتشان را پس بدهند.

نکته دو، هیچ فردی برای تفریح و سرگرمی وارد دنیای معاملات نمی شود. هدف هر معامله گری، رسیدن به سود است. پس، باید با آگاهی به این مسئله، وارد اصل مهم سوم شویم.

نکته مهم بعدی، دانستن مقدار درصد ریسک به ریوارد است. شما باید قبل از ورود به هر تریدی کاملا از این نکته طلایی، آگاه باشید. شما باید بدانید معامله ای که قصد ورود به آن را دارید، قرار است چه مقدار سود و یا ضرر احتمالی داشته باشد.

اصل طلایی بعدی که در مدیریت سرمایه بسیار مهم است، مقدار ریسکی است که حاظر هستید در هر معامله انجام دهید. بر اساس یک قانون مهم، هیچ وقت نباید بیشتر از 2 تا 3 درصد سرمایه تان را ریسک کنید.

اینها فقط تعدادی از نکات مهم برای مدیریت سرمایه بودند. قوانین بیشتری نیز وجود دارند که بسته به اینکه در کدام مارکت ها ترید می کنید، باید رعایت شوند.

جمع‌بندی

چند هزار سال پیش، سردر ورودی یونان باستان، جمله ای طلایی با این مضمون نوشته شده بود: "خودت را بشناس". این قانون طلایی، تاریخ انقضا ندارد. همه ما کم و بیش به اهمیت این نکته طلایی، واقف هستیم.

در بازارهای مالی نیز، اگر فردی نداند چه نوع شخصیتی دارد، دچار ضرر و زیان های بزرگی خواهد شد. این نکته به شما کمک می کند تا بر اساس تیپ شخصیتی تان، استراتژی متناسب خودتان را داشته و وارد معامله شوید.

آیا تریدر صبوری هستید یا اینکه حوصله باز نگه داشتن معامله را ندارید. آیا فردی ریسک پذیر هستید یا ریسک گریز؟ اینها فقط اندکی از سوالات مهمی است که شما باید از خودتان بپرسید تا بتوانید در مدیریت سرمایه درست عمل کنید.

اگر می خواهید در زندگی مالی تان سرمایه گذار موفقی باشید، باید مدیریت سرمایه را بدانید و به آن عمل کنید.

سرمایه گذاری در تبلیغات دیجیتال و اهمیت آن

سرمایه گذاری در تبلیغات دیجیتال به موضوعی مهم در بحث بازاریابی تبدیل شده است. اصلا اغراق نیست اگر بگوییم؛ تکنولوژی دیجیتال تمام جنبه‌های زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده است. یکی از حوزه‌‌های کسب‌وکار که از این تکنولوژی تأثیر بسیار پذیرفته، حوزه تبلیغات و بازاریابی است. دنیای بازاریابی و تبلیغات دیجیتال، با داده‌ها، ارقام و تحلیل سروکار دارد و از آنجایی که به‌قول پیتر دراکر برای مدیریت هر چیز باید بتوان آن را اندازه گرفت، کمپین تبلیغاتی و بازاریابی دیجیتال را می‌توان به معنای واقعی کلمه مدیریت کرد. دیگر همچون گذشته کارشناسان بازاریابی مجبور نیستند از تکنیک‌های «spray and pray» استفاده کنند و ابتدا پیام خود را در حجم انبوه تولید و منتشر کنند و پس از آن دعا کنند و امیدوار باشند که پیام‌ها توسط مخاطبین مورد هدف آن‌ها دیده شود، بلکه با تبلیغات دیجیتال هم هدفگذاری مخاطبین امکان‌پذیر شده است و هم نظارت بر میزان موفقیت و تاثیرگذاری کمپین.

بازاریابی و تبلیغات دیجیتال دسته‌ای از فعالیت‌های بازاریابی و تبلیغات هستند که بر بستر اینترنت انجام می‌شوند، از جمله راهکارهای آن‌ها می‌توان به بازاریابی و تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی، تبلیغات در موتورهای جستجو و انواع تبلیغات کلیکی اشاره کرد. بنابراین به خاطر انواع گوناگون روش‌های تبلیغ‌های دیجیتال باید بدانیم که اولویت سرمایه گذاری در تبلیغات دیجیتال مربوط به کدام بخش است.

برای مطالعه بیشتر درباره تبلیغات دیجیتال به مقالات بخش تبلیغات دیجیتال بلاگ شرکت تبلیغاتی لاوان مراجعه کنید. اینفوگرافیک زیر با توجه به اعداد و ارقام به دست آمده از کارشناسان بازاریابی بریتانیا به تبیین اهمیت سرمایه‌گذاری در بازاریابی و تبلیغات دیجیتال می‌پردازد.

اهمیت سرمایه‌گذاری در بازاریابی و تبلیغات دیجیتال

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید

سلام و احترام
بنده در حوزه های مختلف علی الخصوص حوزه تجارت الکترونیک، سوشال مارکتینگ و خدمات اجتماعی دارای طرح ها و ایده های گوناگون بوده و به دنبال جذب سرمایه گذار هستم. چجوری میتونم با شما همکاری داشته باشم؟

سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی؛ اهمیت و الزامات

یکی از معیارهای مهم رشد اقتصادی در هر کشور سرمایه‌گذاری در بخش‌های مولد است. در جهان امروز که کشورهای توسعه‌یافته روی تولیدات با فناوری بالا تمرکز دارند، شاید تمرکز روی سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی از اولویت برنامه‌های توسعه خارج شده باشد. بااین‌حال نگاهی به سیر توسعه کشورهای مختلف نشان می‌دهد این کشورها در بخش کشاورزی خود نیز دستاوردهای قابل‌توجهی داشته‌اند و تأمین امنیت غذایی یکی از اهداف توسعه‌ای آنها بوده است.

سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی؛ اهمیت و الزامات

یکی از معیارهای مهم رشد اقتصادی در هر کشور سرمایه‌گذاری در بخش‌های مولد است. در جهان امروز که کشورهای توسعه‌یافته روی تولیدات با فناوری بالا تمرکز دارند، شاید تمرکز روی سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی از اولویت برنامه‌های توسعه خارج شده باشد. بااین‌حال نگاهی به سیر توسعه کشورهای مختلف نشان می‌دهد اهمیت سرمایه گذاری این کشورها در بخش کشاورزی خود نیز دستاوردهای قابل‌توجهی داشته‌اند و تأمین امنیت غذایی یکی از اهداف توسعه‌ای آنها بوده است.

اهمیت بخش کشاورزی و لزوم مدیریت این بخش با در نظر گرفتن محدودیت منابع در کشور، از چند وجه قابل بررسی است.

1- توسعه صادرات غیرنفتی: بخش کشاورزی نقش مهمی در صادرات غیرنفتی و غیرمعدنی (نفت، مشتقات نفتی و محصولات معدنی خام) کشور دارد. صادرات محصولات نفتی و معدنی در حقیقت نوعی فروش سرمایه است و به همین دلیل باید صادرات آن به‌صورت هدفمند انجام شود. این که تنها باهدف دستیابی به ارز موردنیاز، میزان فروش این سرمایه‌ها تعیین شود، نه منطق اقتصادی دارد و نه منطق توسعه‌‌ای. به همین دلیل هر بخشی از تولید کشور که بتواند نیازهای ارزی را تأمین کند، یکی از اهداف مهم سرمایه‌گذاری خواهد بود. محصولات کشاورزی ایران از قبیل پسته، زعفران، انگور و کشمش و خرما، در صورتی که بازرایابی صحیحی داشته باشند و استانداردهای جهانی در تولید و بسته‌بندی آننها راعیت شود، می‌تواند منبع ارزی خوبی برای کشور باشد و دست‌کم تراز تجاری محصولات کشاورزی را مثبت کند.

2- بحران آب: محدودیت‌های منابع آبی در کشور و بحران آب که با آن روبه‌رو هستیم، بازنگری در روش‌های کشت سنتی و استفاده بهینه‌تر از آب را بیش‌ازپیش توجیه می‌کند. تجربه قانون هدفمندی یارانه‌ها نشان داده سیاست‌های قیمتی پیش از آنکه تغییرات فنّاورانه جهت بهبود استفاده از انرژی محقق نشده باشد، اثرگذار نیست. به‌عبارت‌دیگر برای اینکه بتوان مصرف آب را کاهش داد نمی‌توان تنها به سیاست‌های افزایش قیمت آب تکیه کرد و لازم است پیش از آن روش‌ها و نوع کشت متناسب با شرایط کم‌آبی تعیین و اصلاح شود و پس‌ازآنسیاست‌های مکمل را پیگیری کرد. در نتیجه باید سیاستگذاری در حوزه کشاورزی با توجه به این محدویدت باشد و الگوهای کشت در کشور بر این مبنا تعیین شود.

3- حفظ امنیت غذایی: حفظ امنیت غذایی برای کشور ما از اهمیت بالایی برخوردار است. البته باید به این نکته اشاره کرد که امنیت غذایی با خودکفایی متفاوت است. ممکن است ویژگی‌های جغرافیایی و آب و هوایی کشور اجازه خودکفا شدن در تولیدات استراتژیک را ندهند اما می‌توان با سرمایه‌گذاری روی محصولات متناسب با آب‌وهوا و معرفی آنها در بازارهای جهانی و تأمین مواد غذایی لازم با ارز حاصل از صادرات کشاورزی، امنیت غذایی را نیز تأمین کرد. این امر هم نیازمند بازنگری در الگوهای کشت فعلی و حتی تجدید نظر در سیاست‌های خودکفایی است.

سیاستگذاری در تولید محصولات کشاورزی با توجه به اصول فوق، باید در برنامه‌های توسعه اقتصادی جای خود را پیدا کنددر این راستا باید توجه داشت که به دلیل ساختار معیشتی تولیدات کشاورزی در کشور، بهره‌وری در این بخش پایین است. علاوه بر این، ساختار معیشتی باعث شده تولیدات تا حد زیادی تحت تأثیر عوامل جوی و تغییرات آب و هوایی باشند و به همین دلیل ریسک تولید در کشاورزی بالا است. این موضوع باعث کاهش درآمد و سود کشاورزان شده و به همین دلیل نمی‌توان انتظار داشت که آنها هزینه‌های مربوط به تغییر ساختار تولیدی از معیشتی به اقتصادی را تأمین کنند. برای رسیدن به یک ساختار تولید کشاورزی توسعه یافته، لازم است سرمایه‌گذاران دولتی و خصوصی به این حوزه وارد شوند و با بهره‌گیری از معیارهای اقتصادی، تولیدات کشاورزی کشور را در مسیر تولید تجاری قرار دهند

بااین‌وجود، نگاهی به وضعیت تشکیل سرمایه ناخالص در کشور نشان می‌دهد، بخش کشاورزی همیشه مغلوب سایر بخش‌های اقتصادی بوده است. نمودار زیر گویای این مطلب است.

نمودار1- سهم بخش‌های اقتصادی از تشکیل سرمایه ثابت ناخالص

همان‌طور که از نمودار پیداست بخش کشاورزی همواره سهمی زیر 5درصد از تشکیل سرمایه ثابت داشته است که این سهم در طول زمان کاهش‌یافته است. متوسط سهم کشاروزی از تشکیل سرمایه ثابت ناخالص از سال 1368 به بعد 3.6 درصد بوده است. این در حالی است که متوسط درآمد این بخش بیش از هفت درصد بوده است. مشکلات بخش کشاورزی در پایین بودن سهم این بخش در سرمایه‌گذاری خلاصه نمی‌شود، نکته قابل توجه این است که همین سهم ناچیز هم با نوسانات بالایی همراه است و سرمایه ‌‌ گذاری دولتی در این بخش از روند منظمی پیروی نمی‌کند.

برای درک بهتر این موضوع، سهم سرمایه‌گذاری دولتی و خصوصی در بخش کشاورزی را از سال 1380 در جدول زیر تجمیع کرده‌ایم. ازآنجایی‌که این آمار به تفکیک وجود ندارد لازم بود از روش‌هایی آمار مربوط تولید شود.

برای این کار نرخ تشکیل سرمایه ثابت ناخالص به قیمت جاری از آمارهای بانک مرکزی استخراج‌شده و با کسر اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای دولت در بخش آب و کشاورزی (که آمار آن در ترازنامه بانک مرکزی موجود است) سرمایه‌گذاری بخش خصوصی تخمین زده‌شده است. جدول زیر این آمار را نشان می‌دهد.

اهمیت تحلیل ارزش فعلی خالص(NPV) در سرمایه گذاری

npv

فرض کنید 10 میلیون تومان سرمایه دارید. آیا ارزش 10 میلیون تومان شما در 5 سال آینده به اندازه ارزش آن در حال حاضر است؟ طبیعتاً خیر. هدف از محاسبه ارزش فعلی خالص (NPV) درک همین موضوع است: ارزش زمانی پول.

دو عامل باعث می شود، پولی که الان در اختیار دارید با ارزش تر از ارزش آن در آینده باشد. اول آن که با پول فعلی می توانید با سرمایه گذاری، ایجاد کسب و کار و… پول بیشتری را کسب کنید و عامل دوم (که همواره دلیل مهمی بر ارزشمندی پول در زمان حال نسبت به آینده می باشد) تورم است.

یکی از عوامل مهم برای سرمایه گذاران داشتن فایل ها و تحلیل‌های مالی است. یکی از تحلیل‌های پر استفاده در فایل های مالی تحلیل NPV است. در واقع NPV میزان ارزش پولی که در آینده کسب خواهید کرد را بر اساس ارزش فعل پول بیان می کند.

تعریف NPV (Net Present Value)

تعریف علمی NPV : تفاوت بین ارزش فعلی جریان نقدی ورودی و ارزش فعلی جریان خروجی پول نقد در طی یک دوره زمانی است.

بیان ساده NPV : به بیان ساده می توان گفت که سرمایه شما و درآمدی که بعنوان مثال 5 سال دیگر کسب می کنید با توجه به مسائلی از قبیل تورم در حال حاضر چه ارزشی دارد.

ارزش فعلی خالص از رابطه زیر محاسبه می شود:

NPV= t/(1+R) t >-C0

در این رابطه Ct جریانات نقدی برای t سال است و R نیز نرخ تنزیل است و C0 کل هزینه سرمایه گذاری اولیه می باشد.

اگر در این فرمول NPV مثبت باشد پروژه سودآور خواهد بود و می توان ریسک سرمایه گذاری را پذیرفت. اما اگر منفی باشد پروژه ضررده است و باید از آن خارج شد.

برای درک بهتر مطلب باید تعریف نرخ تنزیل را بدانیم:

نرخ تنزیل

در حقیقت روشی است، برای به روز نمودن ارزش پولی که در آینده قابل دریافت است. این جمله بدان معناست که پول و سرمایه من مثلا 5 سال دیگر چقد رشد خواهد کرد؟ این موضوع ازین بابت حائز اهمیت است که مثلا سرمایه گذار به استارتاپ می گوید که سرمایه من را باید با حاشیه سود n% طی فاصله زمانی مشخص شده برگردانی.

به مثال زیر توجه کنید:

جدول زمانی گردش وجوه نقدی ورودی و خروجی را برای یک پروژه این گونه در نظر می گیریم :
نقطه ۰: جریان نقدی خروجی 6000000 تومان.
سال اول: 1000000 تومان ورودی
سال دوم: 4000000 تومان ورودی
سال سوم: 3000000 تومان ورودی
سال چهارم: 2000000 تومان ورودی
هزینه سرمایه ۱۰ درصد است.

سوال اینجاست که اگر مبلغ سرمایه گذاری ما امروز 10 میلیون تومان باشد و ما آن را در 4 قسط 1، 4، 3، 2 میلیون تومانی دریافت کنیم، با نرخ تنزیل ۱۰ درصدی آیا این کار از نظر مالی توجیه دارد؟

جریان نقدی ورودی سال اول + ورودی سال دوم + ورودی سال سوم + ورودی سال چهارم = جریان نقدی ورودی فعلی

(4^2,000,000/1.1) + (3^3,000,000/1.1) + (2^4,000,000/1.1) + (1,000,000/1.1) =

1,366,026.9107301 + 2,253,944.4027047 + 3,305,785.1239669 + 909,090.909090= 7,834,847.3464917

همانطور که مشاهده می شود عدد بدست آمده از هزینه اولیه بیشتر است، بنابراین این پروژه توجیه اقتصادی دارد. اما:

با توجه به وجود نرم افزارهایی مانند اکسل، محاسبه دستی NPV منطقی نمی باشد.

برای محاسبه ارزش فعلی خالص(NPV) در اکسل

  1. اکسل را باز کرده و از نوار افقی بالا بخش Formulas را انتخاب کرده
  2. سپس گزینه Financial را انتخاب می کنیم
  3. حال در اینجا بدنبال NPV بوده و آن را انتخاب می کنیم.

توضیحات کامل این تابع را می توانید با کلیک بر روی NPV و در بخش Help on this function در پایین پنجره باز شده مشاهده فرمایید و تغییرات لازم را اعمال کنید.

کاربردها:

  • مقایسه بین پروژه های مختلف را میسر می سازد.
  • ارزش سرمایه و درآمد های آتی را با توجه به خط زمانی بیان می دارد.
  • یکی دیگر از کاربردهای ارزش خالص فعلی، مطالعات اقتصاد مهندسی و ارزیابی توجیه فنی و اقتصادی پروژه‌ها است.

اهمیت و ضرورت استفاده از ارزش فعلی خالص(NPV)

  1. اولین اهمیت این اصطلاح برای سرمایه گذاران این است که ارزش فعلی خالص امکان تشخیص سودآوری و ارزشمندی شرکت یا پروژه مورد نظر را در مقایسه با سایر شرکت ها و پروژه ها بیان می کند.
  2. و نکته بعدی که اهمیت بالای این اصطلاح را بیان می دارد اینست که NPV ارزش پول از نظر زمانی (Time Value of Money) را مورد ارزیابی قرار می دهد. به همین دلیل می توان بر اساس ارزش پول در زمان حال جریانات نقدی در زمان آینده را عنوان کرد.

ایرادات ارزش فعلی خالص(NPV)

  1. یکی از فرضیات این مدل اینست که جریان های نقدی پروژه طی دوره با نرخ تورم یکسان پیش بینی می شوند. در حالی که نرخ تورم هرسال نسبت به سال قبل تغییر کرده و این تغییرات در بلند مدت می تواند بسیار چشم گیر باشد و این موضوع به خودی خود باعث میشود که ارزش گذاری مبتنی بر NPV با برآورد اصلی پروژه تفاوت اساسی داشته باشد.
  2. به برخی از پروژه ها ممکن است خارج از پروژه برنامه ریزی شده جریانات نقدی دیگری در طول زمان اضافه شود و این باعث ایجاد جریانات نقدی اضافی برای پروژه می شود، که با این روش نادیده گرفته می شوند.
  3. در طول چرخه عمر یک پروژه مدیریت شرکت می تواند در واکنش به تغییرات بازار هرگونه اقدامی که بر زمانبندی پیش بینی های پروژه اثر می گذارد را اعمال کند، که مشخصا می تواند هم برنامه های زمانبندی ومیزان جریانات نقدی پیش بینی شده را تغییر دهد که اینکار منجر به تغییر برآورد NPV خواهد شد.

جمع بندی

ارزش فعلی خالص (NPV) به تحلیلگران امکان ارزشگذاری پروژه ها و مقایسه آن ها برای سرمایه گذاری را میسر می کند. در واقع محاسبه NPV می تواند بیانگر مناسبی برای سودسازی شرکت ها در طول زمان باشد. در مقاله بعدی به موضوع «چرا تحلیل IRR در سرمایه گذاری اهمیت دارد؟» می پردازیم.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.